در برنامه سوفیا مورد بحث قرار گرفت؛

اضطراب سلامت یعنی ازترس بیماری، بیمار شدن

اضطراب سلامت یعنی ازترس بیماری، بیمار شدن

به گزارش پرسی بلاگ استاد دانشگاه تهران اظهار داشت: در دوران کرونا خیلی ها گرفتار اضطراب سلامت شدند؛ اضطراب سلامتی از ترس بیماری است، یعنی فرد از غمی که نیامده غمگین است، از ترس بیماری بیمار می شود.



به گزارش پرسی بلاگ به نقل از مهر، فصل جدید برنامه «سوفیا» سه شنبه ۲۲ تیر با حضور «علیرضا منجمی» عضو هیات علمی گروه فلسفه علم و فناوری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و «حمیدرضا نمازی» عضو هیئت علمی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران با اجرای «محمدجواد ادبی» استاد فلسفه وعرفان دانشگاه شهید مطهری، دانشگاه امام صادق(ع) و دانشگاه تهران از آنتن شبکه رادیویی گفتگو پخش گردید.
محمدجواد ادبی که سال هاست در عرصه فلسفه به صورت تخصصی فعالیت دارد، پژوهش های گوناگونی درحوزه فلسفه اسلامی و ابن عربی داشته و الان با برنامه سوفیا از رادیو گفتگو، میزبان مخاطبان و دوستداران فلسفه است.
بر پایه این گزارش، در سری جدید این برنامه که با محور فلسفه پزشکی پخش می شود مباحث مختلفی بررسی خواهد شد که این هفته اختصاص به موضوع هایی نظیر اضطراب سلامت، ارتباط میان اخلاق پزشکی با بحث واکسیناسیون داشت.
در ابتدای برنامه این هفته محمد جواد ادبی، مجری کارشناس «سوفیا» درباره ارتباط میان علوم انسانی و فلسفه سلامت از منجمی، عضو هیات علمی گروه فلسفه علم و فناوری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به طرح پرسش پرداخت.
نسبت علوم انسانی و پزشکی چیست؟
منجمی در پاسخ به این پرسش با اعلان اینکه ابتدا باید نسبت علوم انسانی و پزشکی را در این بحث بکاویم، اظهار نمود: دو منظر را در طرح این مورد باید از هم جدا نماییم، نخست «ذوق ورزی» در این حوزه می باشد به این معنا که در نسبت علوم انسانی و پزشکی ذوق ورزی نماییم و منظر دوم نظرورزی است.
وی در تبیین مفهوم ذوق ورزی اظهار داشت: مقصود آن است که برای مثال شما پزشک، فیلسوف و یا جامعه شناس هستید و تاملی در یکی از مسایل حوزه سلامت می کنید، اما این تامل بیشتر از آنکه تامل نظام مند مبتنی بر سنت فکری بوده و یک غدغه جدی پیش رو داشته باشد حاصل علاقه شما به یک حوزه است؛ اگر دقت نماییم بیشتر پزشکان ما مشتاق حوزه ای شامل ادبیات، فلسفه، هنر هستند و این مطالعات می تواند آنها را به این سمت بکشاند که تاملی در این حوزه ها داشته باشند اما نام این دست از تاملات را ذوق ورزی می گذاریم که البته محترم اما محدود است.
منجمی ضمن اشاره به انتشار کرونا اضافه کرد: شما امکان دارد بعنوان یک متفکرعلوم انسانی، جامعه شناس و یا انسان شناس تا قبل از همه گیری کرونا آشنایی با مسایل حوزه سلامت نداشته باشید. حالا به واسطه کرونا با این مسئله مواجه شدید و آموزه های پیشین خویش را با مبحث کرونا پیوند سطحی می زنید، از این موارد در طول یک سال و نیم گذشته در عرصه های مختلف داشتیم که این رویکرد ذوق ورزی است و اگر صرفاً محدود به این نگاه شویم علوم انسانی شخصی شده و راه به جایی نمی برد.
عضو هیات علمی گروه فلسفه علم و فناوری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: در مقابل این دیدگاه بحث نظرورزی قرار دارد به این معنا که ما با یک جریان فکری مواجهیم که به شکل جدی درگیر مسایل حوزه سلامت است، از طرفی با علوم انسانی و مسایل حوزه سلامت آشنا است، در جریان پاندمی کرونا دیدیم که خیلی از اساتید علوم انسانی در مورد همه گیری صحبت کردند در حالیکه اطلاع و تعریفی از همه گیری، ویروس و بیماری نداشتند و این در حالیست که وقتی می خواهید به بحث همه گیری ورود کنید باید تعریف آنرا بدانید و اینجاست که نقش «ذوق ورزی» مشخص می شود چونکه با بحثی مواجهیم که میان رشته ای بوده و هیچ رشته ای به تنهایی نمی تواند از مسئله صورت بندی داشته باشد ازاین رو نیاز دارد که از دانش های حوزه های مختلف استفاده نماید.
در ادامه «محمدجواد ادبی» مجری-کارشناس برنامه ضمن اشاره به مقاله مشترک «حمیدرضا نمازی» عضو هیات علمی گروه اخلاق پزشکی دانشگاه تهران و «علیرضا منجمی» با عنوان «علوم انسانی پزشکی یا علوم انسانی سلامت» به طرح پرسشی از «نمازی» بر این مبنا پرداخت که علوم انسانی پزشکی چه نوع ساختاری است؟
نمازی در پاسخ به این پرسش اظهار نمود: پیش از ورود به بحث و پاسخ این سوال اشاره به دو نکته ای می کنم که از جانب «علیرضا منجمی» در ارتباط با تفکیک میان ذوق ورزی و نظرورزی و همینطور معطوف نبودن به مسئله از جانب محققان عرصه های مختلف عنوان شد. یعنی فیلسوفان و حتی مورخان نظرورز ما مسئله شان سلامت و بیماری و همه گیری نبوده است. بلکه بر مبنای مسایل از پیش مطرح شده ای که داشتند به پرسش های عام پاسخ های کلیشه ای می دادند.
عضو هیات علمی گروه اخلاق پزشکی دانشگاه تهران اضافه کرد: برای مثال وقتی با یک فیلسوف در مورد کرونا صحبت می نماییم به شما جواب هایی را می دهد که فلسفه در رویارویی با بحران داده است، حتی وقتی با مورخی که تاریخ نگاری می کند صحبت نماییم در پاسخ به این مسئله می گویند در بحران ها و تا ریخ نگاری ها مسایلی از این دست بوده است.
در ادامه، منجمی با اعلان اینکه اگر فهم تاریخی وجود نداشته باشد گرفتار کلی گویی خواهیم شد، اظهار داشت: این رویکرد کمکی به مواجهه با بحران نمی کند.
همچنین نمازی در تکمیل این بحث اضافه کرد: روزهای اول که کرونا شیوع یافته بود، در گفت وگوها از واژگانی نظیر «تلفات کرونا» استفاده می شد، در حالیکه تلفات، ادبیاتی است که برای جنگ استفاده می شود و این اهمیت دارد که کجا استفاده گردد. این مورد مهمی است که در استفاده از واژگان، رویکردهایی نظیر جامعه شناختی، تاریخی، انسان شناختی و... را مورد توجه قرار دهیم، به بیان دیگر اگر علوم انسانی را به مجموعه ای از این دیسیپلین ها مواجه کنیم؛ هرکدام از این شاخه های علوم انسانی معطوف به یک مسئله سلامت می شود.
وی اظهار نمود: وقتی وارد علوم انسانی سلامت می شویم، تعبیری از داد و ستد علوم انسانی و سلامت را مواجهیم بر این اساس که سلامت چه پرسش های جدیدی را از علوم انسانی در افکنده و برعکس علوم انسانی با عرصه سلامت چه درنگ هایی را بوجود آورده است.
در بخش دیگری از این برنامه، منجمی درباره فلسفه پزشکی اظهار داشت: من هم اشاره به حوزه میان رشتگی می کنم همچون علوم انسانیِ سلامت که خود رشته های مختلفی نظیر جامعه شناسی پزشکی، اخلاق پزشکی، ادبیات پزشکی و... دارد که البته بعضی از آنها هنوز تبدیل به رشته نشده اند. داستان این است که از میان تمام این حوزه ها آنچه که به گمان ما دو نفر(کارشناسان برنامه) از همه جذاب تر و بنیادی تر است و در عین حال می تواند به همه این رشته ها سامان داده و غایت را به معنای فلسفی روشن کند، فلسفه پزشکی است.
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ضمن اشاره به مباحث تاریخی در باب فلسفه و پزشکی و معنای جدیدی که از این مورد در دوران کنونی ارائه می شود، اظهار داشت: مبحث جالبی که بخصوص در فرهنگ ما ایرانی مندرج است رابطه و نسبت وثیق میان پزشکی و فلسفه است که در مورد ابن سینا و رازی این مسئله را می بینیم، جالب آنکه این دو مسئله یعنی فلسفه و پزشکی از نظر ما ایرانی ها یکی است و ما نسبت به اینکه این دو مولفه با یکدیگر ربط و نسبت دارند تردید نداریم.
وی اضافه کرد: ابن سینا وقتی در کتاب قانون، بحث تعریف سلامت و بیمار را مطرح می کند، فلسفه را به میان می آورد، جالب آنکه او از جالینوس تعریفی را ارائه می کند بر این مبنا که به عقیده جالینوس سه وضعیت سلامت، بیمار، نَه سلامت و نَه بیمار وجود دارد که وضعیت سوم مختص زنان آبستن و افراد سالمند است. کسانی که طبابت کردند تصدیق می کنند که این ایده جالینوسی اتفاقا به درد طبابت می خورد یعنی نوزادان و زنان آبستن اتفاقا به مراقبت بیشتری نیاز دارند.
منجمی خاطرنشان کرد: «پایدیا» نشان داده است که اخلاق ارسطویی و اخلاق نیکوماخوس متاثر از ساختار و دانش پزشکی است و همه می دانیم که ارسطو اول قرار بود که پزشک شود. ارسطو در کتاب اخلاق نیکوماخوس بالغ بر صد مثال پزشکی ارائه کرده است که اتفاقا مثال های قریب به ذهنی است؛ اما هرچه که جلوتر می آییم داستان تغییر می کند، چونکه مسئله این نیست که فلسفه ارسطو را بیاوریم و مفاهیم پزشکی را بررسی نماییم. مبحث چیز دیگری است، برآمدن تاملات فلسفی در حوزه سلامت و پزشکی خاستگاهی دارد، گویا مسایلی پیش آمد که ما را به این سو سوق داد که در مورد آنها در عرصه علوم انسانی تاملاتی داشته باشیم. گویا پزشکی متاثر از علم تجربی مسایلی دارد که خودش به تنهایی نمی تواند تدبیر کند و آن زمان است که فلسفه پزشکی زاده می شود.
پزشکی علمی هست اما علم نیست
در ادامه برنامه رادیویی «سوفیا»، محمدجواد ادبی خطاب به «حمیدرضا نمازی» کارشناس برنامه اظهار نمود: مسایل مطرح شده ناظر به زیست آدمی در دوران جدید است، انتظارات انسان از مفهوم زیستن در دنیای جدید از یک سو و ساختار علم پزشکی که وجهی را تعریف کرده و آدمی را به فلسفیدن سوق می دهد از جانب دیگر؛ گویا ما در ساختارهای علمی این فضاها قرار گرفته ایم. به نظرتان این نکته ناظر بر وصف اول است یا وصف دوم؟
نمازی در پاسخ به این پرسش اظهار داشت: معقتدم هر دو این موارد؛ منتهی پیش از ورود به بحث باید اشاره به این نکته داشته باشم که فلسفه پزشکی همان فلسفه علم نیست، مخاطبان نباید تصور کنند که فلسفه علم بحث های مشخصی دارد و زمانی که مصداق در پزشکی می آید آن بحث ها اسم اش فلسفه پزشکی می شود، البته کسانی نظیر «کاپلان» که می گویند فلسفه پزشکی همان فلسفه علم است، اما عمدتا معتقدند که فلسفه پزشکی از جنس فلسفه مضاف است چونکه پزشکی علمی هست اما علم نیست و این مسئله در بحث سرشت پزشکی بخش مهمی است.
عضو هیات علمی گروه اخلاق پزشکی دانشگاه تهران اظهار داشت: این که عنوان می شود پزشکی علم نیست به این معناست که این عرصه زیست شناسی یا فیزیک نیست بلکه مواجهه انسان است و و زمانی که این مولفه را داریم جنبه های هنری در پزشکی البته نَه به معنای فاین آرت، پیدا می شود، یعنی پزشکی را هنرِ علمی دانستن و عدم فروکاستن آن به فیزیک و زیست شناسی صرف در مفهومی که آنرا علم تصور نماییم.
روی کار آمدن مفهوم واکسیناسیون و پیشگیری با شیوع کرونا
این پژوهشگر اضافه کرد: البته در این میان اتفاقاتی افتاد که ناشی از رشد پزشکی و برآمدن علم جدید بود، از طرفی انتظارات از جامعه پزشکی به سبب مفاهیم و درنگ و تامل در مفاهیم سلامت، بیماری و کسالت، منتهی به فلسفه پزشکی شد. ما در جهان گذشته با تخصصی و فوق تخصصی شدن پزشکی مواجه نبودیم و همه این موارد بحران ایجاد کرد. البته این بحران به معنای منفی کلمه نیست بلکه با چیز جدیدی مواجهیم. ما با مفهوم دوگانه درمان و پیشگیری و تقدم درمان بر پیشگیری در جهان قدیم مواجه نبودیم؛ از اتفاقاتی که حالا در عرصه واکسن با آن مواجهیم آن است که باردیگر مفهوم واکسیناسیون و پیشگیری مطرح گردیده است و این در حالیست که تا پیش از کرونا کسی دنبال پیشگیری نبود.
در ادامه این برنامه، منجمی اظهار نمود: حقیقت آن است که تکنولوژی امکانات وجودی را برای فراهم نمود که قبلا حتی قابل تصور نبود؛ مثل مرگ مغزی، یعنی انسانی که کالبد زنده ای دارد اما زنده نیست، پشت بند این مسئله پیوند اعضا مطرح می شود و این مولفه ها سوالات جدیدی را مطرح می کند که آیا آن انسان زنده است یا خیر، همینطور پای مسایل حقوقی و اخلاقی به بحث باز می شود. نکته دیگر این که تکنولوژی به پزشک اجازه می دهد که وارد بدن بیمار شود و آنجا را بکاود بدون این که با بیمار گفتگو کند و بیماران و افرادی که به پزشکان رجوع می کنند شکایت دارند که پزک اصلا با ما صحبت نمی کند و خیلی از اوقات بیمار را می بیند و آزمایش می نویسد و البته قبلا این مواجهه پزشک و بیمار به این شکل بود که اول تمام این اقدامات و آزمایش ها را انجام می دادند و بعد با پزشک گفتگو می کردند.
نمازی در ادامه و در پاسخ به این مباحث اظهار داشت: این بدان معناست که همدلی بالینی و گفتگو بابیمار امر تزئینی تصور شده و اصل درمان چیزی دیگری است.
مفاهمه مطلوب به چه شکل ایجاد می شود؟
در بخش دیگری از این برنامه ارتباط زنده تلفنی با «رضا دهقانی» پژوهشگر و مترجم دانشگاه وین برقرار شد تا وی نظرات خویش را در ارتباط با مباحث مطرح شده در برنامه این هفته سوفیا مطرح کند.
دهقانی در پاسخ به پرسش محمدجواد ادبی» مجری-کارشناس برنامه در خصوص چرایی همدلی و گفتگو میان بیمار و پزشک اظهار نمود: اگر از حیث فلسفی بخواهیم نسبت به مبحث گفتگو تامل داشته باشیم و این که چه طور می شود به این عرصه نزدیک شد باید آنرا تقلیل به مفاهمه و فهم دو جانبه میان دو نفر، دو قوم و یا دو جامعه بدهیم. وقتی این بحث مطرح می شود نخستین مبحث فلسفی که به ذهن خطور می کند هرمنوتیک است رویکرد فلسفی که مبحث اصلی خویش را مسئله فهم و چگونگی فهم و به تبع مفاهمه قرار می دهد مسئله رویکرد و یا دانش هرمنوتیک است که اساس هرمنوتیک چیست. این سوال اصلی است که در این بحث به آن می پردازیم و طی آن با عنایت به وجود شرایط هستی شناختی که در آن هست متوجه خواهیم شد که این فهم که به آن اشاره شد چگونه در آگاهی ما تفهیم می شود.
دهقانی خاطرنشان کرد: پرسش این است که مفاهمه مطلوب به چه شکل ایجاد می شود؟ این گفت وگوی دو جانبه امکان دارد میان والدین و فرزندان باشد یا میان پزشک و بیمار، هرکدام که باید مبتنی بر یک مفاهمه است و همین که پزشک از بیمار و حالت او آگاه است و فهمی که بیمار از خود دارد در شرایط مختلف یکی از همان شرایط همدلی است.
وی اظهار داشت: امروز در هرمنوتیک بحثی درمورد همدلی داریم که گشودگی نام دارد. وقتی که بیمار با پزشک مواجه می شود در ابتدا به واسطه آن سنت برخورد بیمار و پزشک، دیگر گشودگی ایجاد نمی گردد چون که بیمار بر طبق این پیش فرض به پزشک رجوع می کند که دردی از او دوا شود و پزشک هم متقابلا انتظاراتی دارد و عموم این انتظارات دست بالا است تا حدی که همان گونه که اشاره داشتم اصلا گشودگی اتفاق نمی افتد؛ و عملا نمی توان قدرت پزشک را با قدرت بیمار در این مواجهه جایگزین کرد، بعد از گفت وگویی میان این دو شکل بگیرد در قالب خاص است.
به قول گادامر پزشکی صرفاً علم نیست بلکه هنر است
در ادامه این بحث، منجمی ضمن اشاره به کتاب «رازوارگی سلامت: هنر شفابخشی در عصر علم» نوشته گادامر اظهار نمود: وی در این اثر تلاش می کند که نشان دهد پزشکی صرفاً علم نیست بلکه هنر است. گادامر اعتقاد دارد که اولا طبابت بدون فهم میسر نیست چون پزشک برای تدبیر مشکل بیمار نیاز دارد که مشکل او را بفهمد و این فهم بدون مفاهمه ممکن نیست، نکته دوم این که گادامر در این اثر نشان داده است که اقتدار پزشکی ذات این رابطه میان او و بیمار است چونکه پزشک دانش بیشتری دارد و از طرفی دردی ندارد، این بیمار است که دردمند بوده و دانشی هم در این حوزه ندارد و این رویکرد لزوما به عمنای امر ناپسند نیست.
وی اظهار داشت: اتفاق ناگوار از آنجا می افتد که پزشک از این رابطه شیب دار فهم نادرستی کند، اقتدار را بیمار به پزشک اهدا می کند نَه دانش پزشک، مشکل از اینجا آغاز شد که پزشکان تصور کردند قدرتی که درا ختیار دارند از دانش، تکنولوژی و تخصص آنها می آید و این نگاه فاصله و شکاف میان پزشک و بیمار را عمیق تر و گفتگو میان این دو را مسدود کرد؛ این در حالیست که اقتدار جای دیگری است و گادامر هم به این مسئله اشاره می کند که گویا هنوز آن رسوبات خرد کهن در پزشکی وجود دارد.
در ادامه نمازی مسئله را از منظر دیدگاه فیلسوفان و تاریخ پزشکی بررسی کرد و اظهار داشت: در گذشته این بیمار نبود که به پزشک رجوع می کرد بلکه پزشک به بالین بیمار می آید، تعداد مراکز درمانی کم بود یا اصلا چنین مراکزی نبود، همراه بیمار نزد طبیب می رفت و او را بر سر بالین بیمار می آورد در اینجا نقش اصلی را همراه بیمار ایفا می کرد در صورتیکه حالا از آنجایی که بیمار به بیمارستان رجوع می کند نقش همراه حتی بیهوده است.
عضو هیات علمی گروه اخلاق پزشکی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: «دنیل اُفری» نویسنده کتاب «آنچه شما می گویید آنچه پزشک می شنود» در اثر خود به این مسئله اشاره می کند که الزاما آنچه که بیمار مطرح می کند همان چیزی نیست که پزشک می شنود. از اینجاست که می توانیم سراغ کرونا برویم و قصه هایی که با شیوع آن اتفاق افتاد، همچون همین مسئله که پزشکان بگونه ای صحبت می کردند که مردم متوجه نمی شدند و از سویی مردم چنان گیج و گنگ بودند که به درستی نمی توانند در مورد علائم خود گزارش بدهند و این شکاف زبانی بوجود آمده بود.
منجمی در ادامه و در پاسخ به این مباحث اظهار نمود: از آنجایی که این شکاف زبانی میان بیمار و پزشک وجود دارد، پزشکان کمتر به سخنان بیمار گوش می دهند، بیماران فراگرفتند که با زبان پزشکان با پزشک خود سخن بگویند برای مثال بیمار به جای آنکه بگوید سرم درد می کند می گوید میگرن دارم، این برای طبابت سم است چون مانع فهم درست پزشک از مشکل بیمار می شود و اینجاست که شهوت و عطش برای خواندن مطالب ویکی پدیایی در مورد مسایل پزشکی از جانب بیماران ایجاد می شود.
نمازی در ادامه اظهار داشت: اساسا به کار گرفتن و ورود این واژگان تخصصی به زبان عمومی هم منجر به مسموم شدن زبان روزمره می شود و هم این که فرد نمی داند با این آوار اطلاعات چه کار کند، این خرده معلومات پزشکی که می خواند و فقط اضطراب آور است، ازاین رو اگر علوم پزشکی را عمومی سازی نکنیم به پوپولیسم پزشکی می رسیم.
در ادامه برنامه این هفته، «محمدجواد ادبی» مجری-کارشناس برنامه به طرح پرسشی از «علیرضا منجمی» بر این مبنا پرداخت که آیا همه انسان ها با اضطراب سلامت مواجه می شوند یا صرفاً وقتی که بیمار شدند این اضطراب سراغ شان می آید یا حتی وقتی که در سلامت هستند و به بیماری فکر می کنند گرفتار این حالت می شوند؟
تفاوت میان ترس و ا ضطراب
منجمی در پاسخ به این سؤال اظهار داشت: در همین عصر کرونا و وضعیتی که کم و بیش همه با آن درگیر هستیم به شکلی با این بحث مواجهیم، البته وجه تمایزی وجود دارد که پیش از ورود به بحث به آن اشاره می کنم. میان اضطراب و فوبیا(ترس) تمایز وجود دارد. این تمایز صرفاً روان شناختی نیست و زمانی که گادامرو هایدگر هم در این باب تامل می کنند این دو را از هم جدا می کنند. فوبیا یا ترس به ابژه خاصی متعلق است، برای مثال فردی می گوید ترس از ارتفاع، ترس از مار، ترس از فضای بسته و... دارد، اما در مقابل آن اضطراب متعلق خاصی ندارد و یک حس مبهم ناخوشایند است و دلواپسی است که اشاره به آینده نامعلوم دارد.
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی اضافه کرد: اتفاقا گادامر هم در بحث رازوارگی سلامت به این مباحث اشاره می کند و این که خود اضطراب سلامت، نشان دهنده مرزهای وجود سلامت وبیماری است. سلامت تا وقتی که هست وضعیت آن مجهول است و تازه وقتی که از دست می رود متوجه می شویم که ما سالم بودیم. ازاین رو نکته آن است که آنچه که بعنوان اضطراب سلامت مطرح می شود یعنی دلواپسی و نگرانی از سالم بودن و جست وجوی بیماری در بدن برای اثبات فقدان بیماری؛ به بیان دیگر ما دنبال بیماری در بدن خود می گردیم و نگران هستم که مبادا بیمار باشیم، به پزشک رجوع می نماییم در حالیکه دوست و آشنا و حتی پزشک ما را شخصی سلامت می دانند. ازاین رو اضطراب سلامت خود پارادوکسیکال است یعنی این که سالم هستیم اما از آنجایی که نگران سلامت خود هستیم بیمار می شویم.
در بخش دیگری از برنامه، نمازی در پاسخ به این پرسش که آیا وسواس سلامتی همان اضطراب سلامتی است یا حتما باید عامل بیورنی برای القای این اضطراب وجود داشته باشد، اظهار نمود: در روان پزشکی واژه ای به نام « هیپوکندریا» داریم که ناظر بر وسواسی است که فرد در وجود خود دارد و احساس می کن که بیمار است. البته روان پزشکان آن گونه که فیلسوفان پذیرفته اند، زیر بار اضطراب سلامت نرفته بودند.
عضو هیات علمی گروه اخلاق پزشکی دانشگاه تهران اضافه کرد: اضطراب سلامتی از ترس بیماری است، یعنی فرد از غمی که نیامده غمگین است، از ترس بیماری بیمار می شود و این نکته مهمی است که فردی که در اضطراب از دست رفتن سلامت به سر می برد به دوحالت کشیده می شود یا همواره و مداوم دستگاه فشار خون روی دستش است یا هر دو هفته کیابر به آزمایشگاه می رود تا مدام از جانب پزشکان و همراهان تایید گردد و از طرفی مهرطلبی او بالا می رود.
کرونا گویا ذره بینی بر حوزه سلامت شد
همچنین «علیرضا منجمی» در پاسخ به این مباحث اظهار نمود: اگر این مورد را از نگاه هایدگر بررسی نماییم، این اضطراب یک اضطراب اصیل نیست. از طرفی آن قدر تعداد بیماری هایی که در بدن می شود جست و جو کرد زیاد است که نهایتی برای اضطراب نخواهد بود و اگر کسی وارد این چرخه شود حد یقف ندارد. حالا در عصر کویید، افراد بسیاری اهل خبرگیری از رسانه ها و جست وجوی علائم بیماری هستند، این افراد بیشتر گرفتار اضطراب سلامتی می شوند.
وی افزود: بهمن ماه سال قبل به مناسبت روز جهانی فلسفه سخنرانی را در انجمن حکمت و فلسفه داشتم، آن زمان هنوز واکسیناسیون شروع نشده بود و من در انتها سخنرانی خود این سوال را مطرح کردم که فرض کنید که واکسیناسیون اتفاق بیفتد و همه مردم جهان واکسینه شوند، پرسش آن است که آیا همه مباحثی که تا این لحظه در مورد نقش علوم انسانی در حوزه سلامت مطرح کردیم تعطیل می شود؟ پرسش آن است که آیا سپهر سیاست در کشور ما (البته در مورد سایر کشورها هم این سوال مطرح است اما حالا در مورد کشور خودمان سخن می گوییم) تلقی درستی از سلامت دارد خیر؟ حالا با نگاهی تکنوکراتی و بروکراتیک مواجهیم. تعدادی متهصص داریمی و کسانی که در صحنه هستند و مشاوره هایی می دهند، سیاست مداران ما هم بسته به تلقی که از نحوه مداخلات کنترل همه گیری و میزان اثرگذاری دارند بخشی را توجه کرده و بر می گیرند و بخشی را فروگذاری می کنند. این مسئله درست شکل نگرفته و الان شاهد تعامل صحیحی میان سپهر سیاست و امر بهداشت نیستیم که در امر واکسیناسیون خویش را نشان داده است.
در ادامه نمازی در پاسخ به پرسشی در مورد کنار آمدن با مسئله اضطراب سلامت در حالتی که واکسیناسیون وجود دارد و همینطور بدون آن اظهار نمود: در گام نخست باید اظهار داشت که کرونا گویا ذره بینی بر حوزه سلامت شد، مسایلی که وجود داشتند اما نمی دیدیم، تا زمانی که پزشک و رزیدنت را در راهرو شلوغ بیمارستان ندیده بودیم درکی از این عرصه ها نداشتیم و الان برای همه ق ابل درک است و همه می بینند که چگونه بحرانی در حوزه سلامت کل دنیا را در نوردیده است.
عضو هیات علمی گروه اخلاق پزشکی دانشگاه تهران افزود: نکته مهمی که در این ایام صورت گرفت آن بود که در مورد کرونا درمان وجود نداشت اما مراقبت را داشتیم، در کمتر موردی مشاهده شده است که در دوگانه مراقبت و درمان، وزنه به سمت مراقبت پیش برود. حالا هم که واکسن داریم با سه گانه پیشگیری، مراقبت درمان مواجهیم. درمان برای کویید هنوز مشخص نیست و الان جامعه بر مبنای پیشگیری و مراقبت حرکت می کند. اینجاست که مردم با مفهوم اصیل مرقابت آشنا شدند. از طرفی با آمدن واکسن یک سری مسایل نظیر عدالت در سلامت عنوان شد.
نمازی اضافه کرد: تا قبل از کرونا تا سوال از عدالت در سلامت می شد بیمارستان دولتی و خصوصی در ذهن می آید. حالا اما هزار و یک درک و نگرش و پیش فرض برای مردم بوجود آمده است. حتی تاریخ پزشکی هم زنده شد و به این سمت رفت که برای مثال ما هم از سازندگان نخستین واکسن ها بودیم و سال ۱۲۹۹ واکسن ساختیم. از طرفی مانورهای مختلفی که در این ایام داده شد همچون این که مسؤلان خود واکسن بزنند تا این اعتماد ایجاد شود. همینطور مدیریت بحران مسئله دیگری بود که در این ایام بوجود آمد.
در بخش دیگری از برنامه منجمی با اعلان اینکه در جریان همه گیری کرونا توجه به دیگری هم عنوان شد، اضافه کرد: برخی کشورها جمعیت کمتری داشته و مردم خویش را واکسینه کردند، اما هند با یک میلیارد جمعیت تا واکسینه نشود این ویروس می چرخد در نتیجه صرف این که خودمان را واکسینه نماییم کفایت نمی کند، پس بحث مراقبت از دیگری به میان آمد ومرزها بی مفهوم شد.
منجمی ضمن اشاره به این که زیست سیاسی درباره این بحث به معنای احیای شهروندی است، اظهار داشت: با توده بی شکل مبتلا با بیماری مواجهیم، هر مداخله ای هم صورت گذیرد شامل این که از رسانه ملی طرح مبحث شود یا در چارچوب دیگر، باز هم گویی چیزی مغفول مانده و آن احیای مفهوم شهروندی است.


منبع:

1400/04/24
12:16:23
5.0 / 5
195
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۴
پرسی بلاگ