یافته های پژوهش تجربه زیسته زنان از طلاق
طلاق از دید زنان فرایندی فرساینده در پیچ وخم دادگاه
پرسی بلاگ: محققان در پژوهشی تازه کوشیده اند با شنیدن روایت زنان، تصویری روشن تر از فرآیند طلاق عرضه دهند؛ فرایندی پیچیده که فراتر از صدور حکم، تجربه ای اجتماعی و روانی بحساب می آید.
به گزارش پرسی بلاگ به نقل از ایسنا، خانواده به عنوان یکی از قدیمی ترین نهادهای اجتماعی، همیشه نقشی محوری در زندگی انسان ها داشته است. با این وجود، این نهاد با گذشت زمان دستخوش تغییرات جدی شده و شکل و کارکرد آن متناسب با تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دگرگون شده است. در چنین شرایطی، طلاق به عنوان پدیده ای اجتماعی در همه جوامع وجود دارد و دستاوردهای آن تنها به انتها یک زندگی مشترک محدود نمی گردد. طلاق می تواند بر سلامت روان افراد، وضعیت اقتصادی، روابط اجتماعی و حتی نگرش جامعه نسبت به خانواده اثر بگذارد. نگاه به طلاق به عنوان یک پروسه تدریجی، نه فقط یک تصمیم یا حکم لحظه ای، کمک می نماید تا پیچیدگی های آن بهتر درک شود و فاکتورهای مؤثر در تشکیل و تداوم آن با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد.
در سالیان اخیر، افزایش آمار طلاق در ایران به یکی از دغدغه های مهم اجتماعی تبدیل گشته است. آمارهای رسمی نشان می دهند که نسبت طلاق به ازدواج رشد قابل توجهی داشته و بخش زیادی از این طلاق ها در سالیان ابتدایی زندگی مشترک رخ می دهند. نکته قابل توجه، افزایش درخواست طلاق از طرف زنان است؛ موضوعی که برعکس تصور سنتی، نشان میدهد زنان نقش فعال تری در تصمیم گیری برای پایان زندگی های ناسازگار یافته اند. این روند با عواملی مانند افزایش سطح تحصیلات، آگاهی حقوقی، استقلال نسبی اقتصادی و کاهش تحمل نسبت به شرایط نامطلوب زناشویی ارتباط دارد. با این وجود، زنان در راه طلاق با موانع قانونی و اجتماعی بیشتری مواجه هستند، چونکه قوانین موجود، حق طلاق را به صورت اصلی در اختیار مردان قرار داده و زنان تنها در شرایط خاص می توانند از دادگاه درخواست طلاق کنند.
در همین زمینه، مهدیه محمدتقی زاده، استادیار مطالعات زنان در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی، به همراه دو همکار دانشگاهی، پژوهشی را درباره ی تجربه زنان از پروسه دادرسی طلاق انجام داده اند. این مطالعه که بر تجربه زیسته زنان تمرکز دارد، تلاش نموده بدون پرداختن صرف به مواد قانونی، نشان دهد طلاق در عمل چطور و با چه دشواری هایی برای زنان همراه می باشد. محققان با تاکید بر روایتهای شخصی زنان تهرانی، ابعاد پنهان و کمتر دیده شده این پروسه را بررسی نموده اند و به تاثیر ساختارهای حقوقی و فرهنگی بر زندگی زنان پرداخته اند.
بدین منظور، محققان با ۱۵ زن که یا طلاق گرفته بودند یا در شرف طلاق قرار داشتند، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام دادند. این زنان بین سالیان ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ در تهران مراحل دادرسی طلاق را طی کرده بودند. روایتهای جمع آوری شده سپس در چند موقعیت اصلی، از شروع زندگی مشترک تا کشاکش حقوقی برای جدایی، دسته بندی و تحلیل شدند.
یافته های این مطالعه که در فصلنامه «مسائل اجتماعی ایران» متعلق به دانشگاه خوارزمی پژواک یافته اند، نشان دادند که تجربه زنان از دادرسی طلاق بشدت تحت تاثیر عوامل ساختاری، فرهنگی و فردی قرار دارد. اطاله دادرسی، نابرابری های جنسیتی در قوانین و روندهای قضایی، و همین طور رفتارهای ناپسند برخی کارکنان دادگاه، از مهم ترین عوامل فرساینده این مسیر هستند. در کنار این موارد، انگ های اجتماعی نسبت به زنان مطلقه و نگاه منفی جامعه، فشار روانی مضاعفی بر آنها وارد می نماید و موجب می شود طلاق برای خیلی از زنان به تجربه ای طولانی و پرتنش تبدیل گردد.
پژوهش نشان میدهد که طلاق برای زنان تنها یک اقدام حقوقی نیست، بلکه فرایندی چندوجهی است که هم زمان بر روان، احساسات، روابط اجتماعی و وضعیت اقتصادی آنها اثر می گذارد. حضور یا نبود حمایت خانوادگی، داشتن وکیل، و حتی شیوه صحبت کردن و حضور زنان در جلسات دادگاه، می تواند بر روند رسیدگی و تجربه کلی آنها تاثیر بگذارد. خیلی از زنان برای تسریع جدایی، ناچار به استفاده از روشهایی مانند بخشیدن مهریه یا پذیرش توافق های پرهزینه می شوند.
بنا بر نظرات پژوهشگران، ریشه خیلی از مشکلات، به ساختار حقوقی مردسالارانه و فشارهای فرهنگی بازمی گردد. زنان در نظام حقوقی موجود، اغلب باید عسر و حرج خویش را اثبات کنند؛ موضوعی که زمان بر و فرساینده است و در عمل آنها را در موقعیت لطمه پذیر قرار می دهد.
در عین حال، این مطالعه به شکلی کنشگری محدود زنان نیز اشاره دارد؛ کنشگری ای که در قالب قوانین موجود شکل می گیرد و نشان دهنده تلاش زنان برای بازپس گیری کنترل بر زندگی خود است.
از منظر اجتماعی، یافته های این مطالعه اهمیت اصلاح قوانین، بهبود رفتارهای قضایی، افزایش حمایت های اجتماعی و کاهش انگ های فرهنگی را برجسته می کنند.
این نتایج نشان می دهند که بدون توجه هم زمان به ابعاد حقوقی، فرهنگی و روانی طلاق، نمی توان از کاهش لطمه های آن سخن گفت و بازبینی در سیاستگذاری ها برای حمایت بهتر از زنان در پروسه طلاق از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.
به طور خلاصه نگاه به طلاق بعنوان یک فرآیند تدریجی، نه فقط یک تصمیم یا حکم لحظه ای، کمک می نماید تا پیچیدگی های آن بهتر درک شود و عامل های مؤثر در تشکیل و ادامه آن با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد. حضور یا نبود حمایت خانوادگی، داشتن وکیل، و حتی شیوه صحبت کردن و حضور زنان در جلسات دادگاه، می تواند بر روند رسیدگی و تجربه کلی آنها تاثیر بگذارد. با این حال، این مطالعه به گونه ای کنشگری محدود زنان هم اشاره دارد؛ کنشگری ای که در چارچوب قوانین موجود شکل می گیرد و نشان دهنده تلاش زنان برای بازپس گیری کنترل بر زندگی خود است.
منبع: persiblog.ir
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب