یادداشت وارده

طراحان جنگ نرم چگونه بر افکار عمومی مسلط می شوند؟

طراحان جنگ نرم چگونه بر افکار عمومی مسلط می شوند؟

پرسی بلاگ: جنگ نرم لطمه محور است. لطمه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و.... و بزرگنمایی اغراق شده آنها میدان مانور طراحان جنگ نرم است.



خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و اندیشه: معصومه نصیری، معاون باشگاه مدیریت رسانه و توسعه سواد رسانه ای یونسکو ـ ایران و مدرس سواد رسانه ای در یادداشتی که آنرا برای انتشار در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده، به مساله جنگ نرم و چگونگی کارکرد آن پرداخته است.
نویسنده مطلب، در این مقاله به چگونگی کارهای جبهه دشمنان انقلاب در حوزه جنگ نرم پرداخته و بر این مساله تاکید کرده که باید روایت ساز باشیم.
در ادامه مشروح این یادداشت را می خوانیم:
جنگ نرم همانطور که از نامش پیداست مهندسی آرام، تدریجی و زیرسطحی افکار عمومی جوامع باهدف نیل به هدفی مشخص بسته به برنامه ریزی طراحان آن، است. گاهی بناست یکدست سازی جوامع صورت گیرد، گاهی هویت زایی های جدید رخ داده و هویت زدایی های معنادار رخ دهد و گاهی باهدف ایجاد تغییرات جدی و فرماندهی شده در ساختارهای ماهوی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع رخ می دهد.
اما این پروسه چگونه رخ می دهد و چرا نظام رسانه ای کشور همیشه در این عرصه دارای ضعف بوده تا جایی که رهبری هم در بیانیه گام دوم شکستن محاصره تبلیغاتی دشمن را جهادی ریشه دار خواندند و هم در مراسم تنفیذ رییس جمهوری جدید تاکید کردند دشمنان ما امروز بیشترین تحرکشان مقابل ما بیش از تحرکات امنیتی و اقتصادی، تحرکات تبلیغاتی و جنگ نرم است، تبلیغات رسانه ای است به جهت اینکه بر افکار عمومی مردم مسلط بشوند. ما دراین زمینه ضعف داریم. درزمینهه کار تبلیغاتی و حرکت تبلیغاتی درست و تمهیدات رسانه ای باید قوی تر و هوشمندانه تر عمل نماییم. این مهم قبل از این نیز در قالب اهمیت ناکارآمد سازی جریان تحریف که حقایق را وارونه نشان می دهند، نیز مورد تاکید قرار گرفته بود.
در جنگ نرم دقیقا چه اتفاقی رخ می دهد؟
جنگ نرم در پی «تغییر قالب های ماهوی جامعه و ساختار سیاسی» آنست. این خاصیت با حمله و طرح ریزی رسانه ای برای بی اعتبارسازی نهادهایی همچون خانواده، آموزش و پرورش، دستگاه قضایی، سیستم بهداشت و درمان و اساسا هر آنجایی است که باید مأمن و پناهگاه و البته مورد اطمینان مردم باشد.
جنگ نرم اساسا «آرام، تدریجی و زیرسطحی» است و اینطور نیست که شما متوجه حمله دشمن و تخریب ها در لحظه شوید و بطور معمول با تکرار و تعمیم چنان رخ می دهد که عصب های حسی جامعه گرفتار سری شده و وقتی متوجه اوج تخریب ها می شویم که دیگر بازگشت به عقب عملا محال است.
در جنگ نرم، طراحان «تصویری شکست خورده، ناامید و مأیوس» ارائه می دهند و با نمادسازی و تصویرسازی و برجسته سازی برخی مسائل مقوم این ناامیدی، به پمپاژ احساس ناکامی ریشه دار در افکار عمومی جامعه می کنند. ناامیدی نسبت به آینده و احساس عقب ماندن و تباه شدن زندگی خروجی چنین طرح ریزی است.
جنگ نرم از آنجائیکه به آرامی رخ می دهد، «پایدار و بادوام» نیز هست. هدف جنگ نرم تغییر باورها و اعتقادات است و چنانچه این تغییر صورت پذیرد، بازگشت به حالت اولیه به آسانی امکان پذیر نخواهد بود. تکرار اهداف طرح ریزی شده در جنگ نرم و بهره گیری از برخی کلیدواژه های خاص در خدمت تحقق هدف، منجر به ته نشین شدن هدف در ذهن مخاطب می شود.
جنگ نرم «آسیب محور» است. لطمه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و.... و بزرگنمایی اغراق شده آنها میدان مانور طراحان جنگ نرم است.
جنگ نرم «تضادآفرین» است. جنگ نرم از محیط های لطمه دار در جامعه آغاز می شود و با ایجاد گسل های گوناگون در بخشه ای مختلف جامعه و بوسیله متفاوت کردن باورها، ارزش ها و شکل دهی به رفتارهای جدید، اعضای یک جامعه را در مقابل هم قرار می دهد. این تضادها، همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را برهم زده و زمینه های بروز بحران و درگیری های داخلی را فراهم می سازد. تقسیم بندی های قومیتی (کرد و ترک و عرب و بلوچ و... )، تقسیم بندی های جنسیتی (زن و مرد بودن)، قرار دادن مردم در مقابل یکدیگر (حامیان حکومت و مخالفان حکومت)، قرار دادن نخبگان و مسئولان برابر یکدیگر و... نمونه هایی از این تضادآفرینی است.
جنگ نرم «تردیدآفرین» است. ایجاد تردید و بدبینی نسبت به خیلی از مسائل در این نوع جنگ، یک اصل و قاعده است. حرکت در این جنگ با خلق تردید و ایجاد ناامیدی و یاس آغاز می شود و برای توفیق با داستان سرایی و سناریوسازی آرام در باورها و اعتقادات اساسی افکار عمومی تردید به وجود می آورد و این خط سیر را باهدف افزوده شدن به دامنه تردیدها ادامه داده تا درنهایت افکار عمومی گرفتار تردید و بی اعتمادی عمیق شوند.
جنگ نرم «احساسات را درگیر می کند.» طراحان این نوع از نبرد، می دانند مخاطبان در شرایطی که احساساتی شوند، هم شایعات و فیک نیوزها را آسان تر می پذیرند و هم امکان رفتارهای تکانشی بیشتری را دارند. در حقیقت ارکان مهندسی جنگ نرم مدیریت احساسات است.
و این که جنگ نرم بدون «بهره گیری از انواع رسانه» و ابزارهای روز به نتیجه مطلوب نمی رسد. فضای مجازی و سایبری، محیط اصلی جنگ نرم در وضعیت فعلی بشمار می رود.
تکرار مؤلفه ها و خاصیت های جنگ نرم، مقدمات توفیق در جنگ شناختی را نیز فراهم می آورد و بنیان های معرفتی و ادراکی افکار عمومی یک جامعه چنان دستخوش تغییر می شود که کم کم به نفی آنچه بوده روی آورده و به سمت ساختاری حباب گونه و فریبنده حرکت خواهدنمود که درنهایت استحاله فرهنگی، سیاسی و اقتصادی یک جامعه را سبب می شود.

اما راه حل رسانه ای جهت شکست این مواجهه شناختی چیست؟
همواره درباره شیوه های طرح ریزی رسانه ای رسانه های معاند برای ایجاد تغییر در ادراکات و تفکرات مردم سخن گفته ایم، اما ایراد کار کجاست که همیشه آن شطرنج باز ماهر که یک قدم جلوتر از برنامه های اشاره شده باشد، نیستیم.
باید روایت ساز باشیم. ما در روایت سازی رسانه ای کمیتمان می لنگد. این مساله به چند علت رخ می دهد. اول این که ما در موضوعات مختلف بطور معمول نمی دانیم می خواهیم چه بگوییم و افکار عمومی چگونه فکر کنند. این همان چیزی است که موجب می شود رسانه های معاند از خلأ آن بهره برده و به سرعت آنچه می خواهند را به افکار عمومی غالب کنند. نباید فراموش نماییم در روایت سازی رسانه ای، روایت اول، روایت غالب است. روایت نکنید روایت می شود و هر دفاعی هم شکست و بازی در پازل روایت سازات قلمداد می شود. البته گاهی دخالت های فراسازمانی در امر رسانه ای نیز منجر به وقفه در سرعت ارائه روایت دقیق می شود.
اصل و فرع را درست تشخیص دهیم. با اهمیت ترین موضوع در تولید و پردازش رسانه ای، مسئله شناسی، تشخیص موضوع اساسی از موضوعات فرعی و چینش ساختار حاکم بر محتواست. اگر در این نقطه اشتباه نماییم، باید به بازی خوردن های مکرر رسانه ای تن دهیم. در صورت عدم اصلاح این رویه به شدت قابل پیش بینی و برنامه ریزی خواهیم بود.
سرگرم نشویم. نکته دیگر این که این سرگرم شدگی رسانه ای باهدف بازخوردگیری، نرمال سازی، از بین قبح و زشتی برخی امور، تکرار و خنثی سازی مسائل برای افکار عمومی است. گاهی با یک موج رسانه ای، یک موضوع فرعی چنان رسانه های جریان اصلی را به خود سرگرم می کند که اساسا جریان اصلی و فرعی جا به جا شده و این در اولویت سازی برای افکار عمومی نیز اختلال به وجود می آورد. فراموش نکنیم پرت سازی حواس و توان رسانه ها، مسئولان و مردم، یکی از رویکرد های دشمن در جنگ نرم است.
طرح ریزی آفندی و پدافندی داشته باشیم. حوزه رسانه امروز بیشتر درگیر دفاع است که البته تا حدی باتوجه به حجم حملات رسانه های بیگانه طبیعی است اما این دفاع در بیشتر مواقع هم اثرگذار نبوده و هم توان رسانه ای ما را برای طرح ریزی حمله رسانه ای، هدر می دهد و در عین حال به بازتولید سناریوی حمله رسانه ای انجام شده نیز یاری می رساند.
انعکاس صدای مردم و مشکلات کشور برای حل آنها باشیم. رسانه های ما عمدتاً انعکاس صدای مسئولان و دستگاهها هستند تا صدای مردم. یکی از روش هایی که منجر به اعتمادسازی میان افکار عمومی و فاصله دادن آنها از افتادن در دامن تردیدها و تضادها می شود، این است که صدای خودشان را از زبان رسانه ها بشنوند. این مسئله به مفهوم تخریب و سیاه نمایی و... نیست. به مفهوم آنست که مطالبات مردم جدی گرفته شده و تبدیل به مطالبه رسانه نیز شود.
به موضوعات ملی، سطحی و جریانی نگاه نکنیم. آنچه سناریوی طراحان جنگ نرم را به موفقیت نزدیک می کند، قربانی کردن مصالح ملی پای امور جریانی است. گاهی سویه اخبار به تعمیق تضاد و تردید کمک می نماید. اینجا تشخیص مرز باریک اطلاع رسانی و شفاف سازی با دوز و میزان نشر اخبار و حتی بهره گیری از واژگان در متون رسانه ای دارای اهمیت است.
و در نهایت این که در باب سیاست گذاری و مدیریت رسانه ای می توان سطرهای طولانی نوشت اما آنچه مهمست این است که امروز به مفهوم واقعی کلمه در میانه جنگ شناختی و رسانه ای تمام عیاری قرار داریم که وقتی در کنار برخی ناکارآمدی های مدیریتی داخلی قرار می گیرد، به سبب نداشتن سواد رسانه ای بیشتر مخاطبان، تبدیل به تیری زهرآگین برای افکار عمومی می شود که با هیچ پاک کنی نیز نمی توان آنرا پاک کرد. امروز «سم زدایی رسانه ای» ضرورتی است که اگر مورد توجه قرار نگیرد، باید روز به روز شاهد تلفات کشنده آن باشیم. کاش تا دیر نشده کاری نماییم.


منبع:

1400/05/16
12:06:45
5.0 / 5
285
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۳ بعلاوه ۴
پرسی بلاگ