یادداشت مهمان؛

نقدی بر یك ترانه از افسانه چشم هایت

نقدی بر یك ترانه از افسانه چشم هایت

پرسی بلاگ: علیرضا بدیع شاعر، ترانه سرا و كارشناس حوزه موسیقی چند روز بعد از انتشار آلبوم افسانه چشم هایت به آهنگسازی مهیار علیزاده و خوانندگی علیرضا قربانی و همایون شجریان یادداشتی را منتشر نمود.



به گزارش پرسی بلاگ به نقل از مهر، علیرضا بدیع شاعر، ترانه سرا و كارشناس حوزه موسیقی چند روز بعد از انتشار آلبوم «افسانه چشم هایت» به آهنگسازی مهیار علیزاده و خوانندگی علیرضا قربانی و همایون شجریان متنی را منتشر نمود.
در این متن كه به صورت اختصاصی در اختیار گروه هنر خبرگزاری مهر قرار گرفته آمده است:
«معمولا برای نقد و بررسی متون ادبی به این فرمول ساده توجه دارم: تعداد مخاطبان متن، تقسیم بر استواری متن. هر چه این عدد بزرگ تر باشد بیشتر در اولویت نقد قرار خواهد گرفت.
زمانی كه با دید انتقادی به متنی می پردازم اگر خیلی خلاصه عرض كنم، ناخوداگاه به ترتیب این موارد از پیش چشمم عبور می كنند:
مبانی اولیه (وزن، قافیه و ردیف، قالب) مبانی ثانویه (رعایت نكات دستوری)، زبان و اندیشه، تخیل و عاطفه، پرهیز از ابهام مخل و نداشتن تعقید لفظی. پرهیز از كلمات مندرس و ثقیل و نداشتن تعقید معنایی. پرهیز از دوگانگی زبان و درنیامیختن زبان معیار و محاوره. دوری از ضعف تالیف. انتخاب كلمات متناسب با سوژه. اجتناب از مستقیم گویی، شعارزدگی و سطحی نگری. انسجام معنایی. فصاحت و بلاغت. توجه به عنصر لحن. برانگیختن احساسات مختلفه. ایجاد كشش در متن برای ترغیب مخاطب. برخورداری از آرایه ها و صنایع ادبی. قبل تر بودن از اقتضائات عامه و در عین حال فرزند زمان خویشتن بودن. جزئی نگری و عینیت در متن. بهره مندی از عناصر خیال و مباحث بیانی. هم ارزی فرم و محتوا. نگاه نو به سوژه و داشتن نگاه كاشف. تلفیق درست با موسیقی و ده ها فاكتور دیگر كه فعلا مورد بحث ما نیستند. و البته پیش شرط ما بر تمام این فاكتورها این است كه ما با متنی ادبی مواجه باشیم كه صاحب معنا و فرم باشد. و الا متنی بی سر و ته و بی معنا را حاجت به بررسی نیست.
همایون شجریان و علیرضا قربانی جزو عالی ترین خوانندگان و هنرمندان كشور من اند. با آثار هر یك خاطراتی بی تكرار دارم. مهیار علیزاده عزیز را به خاطر فضاسازی خاص و متفاوتی كه با دیگر آهنگسازان این نسل دارد تحسین می كنم و در عین حال نقدی به این تیم دارم: در انتخاب شعر و انتساب آن دقت كنید. این خطا برای گروه های ناشناس نیز زیان آور است. چه رسد به شما كه نامتان به نیكی شهره است. و البته واقفم كه این هنرمندان آن قدر برای ما اثر ناب تولید كرده اند كه با یك دفعه اشتباه سهوی، جایگاه شان در قلب ما متزلزل نشود.
نوشته ای به قلم علیرضا كلیایی در آلبوم «افسانه چشم هایت» اجرا شده است. بنا دارم چند نكته بگویم. ولی قبل از ورود به بحث عرض كنم كه این متن حدود هشت سال پیش توسط علیرضا كلیایی نوشته شده و خود او نیز احیانا حالا به نقصها آن واقف باشد. در این سال ها علیرضا تجربه كسب كرده و قلمش روان شده است. ترانه هایی كه این اواخر منتشر نموده بارقه های روشنی از ادبیت متن را با خویش دارند و این جای بسی امید دارد. آهنگسازانی كه بعد از این با كلیایی همكاری كنند با ترانه هایی شاعرانه و قابل قبول روبرو خواهند شد. امید به خدا.

و اما: مولف معتقد می باشد قالب شعر ایشان «بلنك ورس» یا شعر آزاد است. اینكه چقدر این نكته درست یا خطاست را خود پاسخ نمی دهم و محول می كنم به مخاطبان و صاحب نظران در حوزه شعر اروپا! گذرا به چند مورد بدیهی اشارت می كنم و می گذرم كه عاقل را یك اشاره كافی ست.
نخست این كه: گسیختگی معنایی در تمام متن مشهود است. تا به جایی كه هیچكس متوجه فحوای كلام و منظور مولف نشده است: تو حریقی و خزان بود كه اختتام من است! به عدم تطابق زمانی افعال در همین خط توجه كنید. تو آتش هستی و خزان بود كه اختتام من است!
از توجه به مبانی اولیه در می گذرم چونكه مولف در توجیه آن معتقد می باشد از قواعد شعر آزاد اروپا تبعیت كرده است. این كه چه ضرورتی دارد در قالبی آن چنان، از وزن عروضی و ردیف كه از مختصات شعر فارسی ست استفاده نماید نیز دست كم برای بنده منطقی و قابل قبول نیست. و البته رعایت این مبانی بدیهی ترین فریضه برای یك ترانه سراست و پیش نیاز ورود به مفهوم است. خاصه زمانی كه تصمیم به همكاری با چنین تیمی داشته باشد. اما در یك متن ادبی، بعد از مبانی اولیه (وزن، قالب، قافیه و ردیف) باید به نكات دستوری توجه كرد.
تا بسوزم و كنم خاك غزل های تو را: خاك كردن فعل مركب است. جابجایی دو ركن فعل در آن خطای فاحش است.
و سرابی كه مرا برد به این دِیر خراب: فعل بردن باید همراه با ضمیر اشاره آن به كار رود. نمی توان اظهار داشت: پدرم مرا به اینجا برد! بردن حاكی از بعد مسافت است و ضمیر این برای اشیای نزدیك به كار می آید. درین خط مولف اهتمام در تقلید از حافظ داشته است: آدم آورد درین دِیر خراب آبادم!
حال دیوانگی من بنگر هیچ مگو: حذف رای مفعولی به سلاست متن لطمه زده. كلمه حال زاید است و برای پر كردن وزن آمده است. درین خط مولف اهتمام در تقلید از مولوی داشته است: دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت: آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو!
ضعف تالیف یكی دیگر از ایرادهای متن است: كه مرا دید و ربود و گذر كرد چو باد! در یك سطر برای واو ربط دو شكل تلفظ در نظر گرفته شده: «وُ» _ «وَ». دلیل مواردی ازین دست، عدم تسلط نویسنده به شعر و وزن پارسی ست. كاربرد «نگه» در همین شعر بجای نگاه آن هم در مصراعی كه كلمه نگاه به كار رفته هم زمان چند ایراد دارد: یك) كاربرد كلمه مخفف و شكسته. دو) قائل نبودن به یك شكل از كلمه در یك مصراع!
به باور من این متن نه تنها از دومین پله متون ادبی كه همانا مبانی ثانویه است فراتر نمی رود و در همان پله، حسابی می لنگد؛ بلكه در اولین پله نیز مشكلات عدیده دارد؛ در نتیجه توقع برخورداری از انجسام معنایی و به كارگیری آرایه و كشف مضمون و زاویه دید تازه و برانگیختن احساسات در مخاطب و غیره از این نوشته، آب در هاون كوفتن است.
به دیگر سخن اگر مثلا صد پله برای شعر خوب در نظر بگیریم، متن مورد بحث، زیر پله ها ایستاده است. ایراد بزرگ تری كه علاوه بر نكات دستوری و فنی، برین نوشته وارد است، عدم برخورداری از «اتفاق مفهومی» است. متن میان مایه است و هیچ بهره ای از زندگی معاصر و درام نوین ندارد. پس اگر قرار بود آهنگساز از متنی استفاده نماید كه از حال و هوای امروز به دور است، چرا به سراغ گنجینه ادب پارسی نرفته كه دست كم مبانی و اصول صحیح را در آنها به تمامی شاهدیم!
در اختتام عرض شود كه باب نقد و مناظره باز است. از هر نظر مودبانه و مستدلی نیز استقبال خواهد شد. گرچه از چند روز پیش كه ذیل پست ایشان در فضای مجازی نظری نوشتم و پرسشی كردم، تعداد كثیری آیدی فیك چه در كامنت و چه در دایركت به توهین پرداختند و طبق معمول به حسادت محكومم كردند.
برای ایشان و تیم خوبشان آرزوی موفقیت و البته عنایت بیشتر به شعر و فرهنگ دارم.
بیتی از امیرهوشنگ ابتهاج به نقل از صفحه آقای میلاد عظیمی كه مطلبی در نقد این آلبوم منتشر نموده است، تقدیم می دارم:
پاس آن می كه داشت سرمستت
توبه كن توبه كن ز خُم شكنی
شعر چون زلف خوبرویان است
حیف باشد كه زیر پا فكنی


منبع:

1398/09/05
20:35:28
5.0 / 5
3176
تگهای خبر: آثار , تولید , فضای مجازی
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۷ بعلاوه ۴
پرسی بلاگ