تبیین علت حضور سپهبد شهید و نیروهایش در منطقه در یك كتاب

اگر سردار سلیمانی نبود واقعه حره در جهان اسلام تكرار می شد

اگر سردار سلیمانی نبود واقعه حره در جهان اسلام تكرار می شد

به گزارش پرسی بلاگ كتاب چرا سوریه؟ شامل سخنان سیدحسن نصرالله درباره اهمیت سوریه در مقاومت است. به باور سید اگر جهان اسلام در كنار سردار سلیمانی نایستد، استكبار همان كاری را می كند كه یزید بعد از واقعه حره كرد.



به گزارش پرسی بلاگ به نقل از مهر، سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی بعد از سال ها مجاهدت در منطقه و تقویت جریان مقاومت به درجه رفیع شهادت نائل آمد. متاسفانه در دوران فعالیت او هیچگاه تحلیل درست و دقیقی از عمق اهداف استراتژیك ایران و علت حضور سردار در سوریه و عراق از جانب تحلیلگران سیاسی به مردم عرضه نشد. عدم انجام كار رسانه ای قابل فهم برای همه ایرانی ها درباره فعالیت ها و رشادت های سردار شهید، نقطه ضعف ماست. اگر اینكار را كرده بودیم، حتی آن دسته از معاندانی كه در اغتشاشات چندگانه این سال ها فریاد «سوریه را رها كن/فكری به حال ما كن» سر می دادند، از طرح این شعار خودداری می كردند، چون كه برای آنها تبیین نشده بود كه حضور در سوریه و عراق به منزله دفاع از حق آنها بعنوان یك ایرانی است. متاسفانه به جز یك كتاب «چرا سوریه؟» كه شامل ترجمه مصاحبه ها و سخنرانی های سیدحسن نصرالله درباره بحران سوریه است، كتاب مهم دیگری در این زمینه منتشر نشده است. این كتاب با ترجمه سیدحسین مركبی در بهار سال جاری در دسترس مخاطبان قرار گرفت.
تحلیل وضعیت جریان مقاومت با استفاده از واقعه حره
از گذشته دور آمریكا و اسرائیل و كشورهای دیگر غربی به دنبال تضعیف جریان ها و گروه ها و كشورهایی بود كه حامی مقاومت بوده اند. راس برنامه آنها برای تضعیف نیروهای اسلامی حزب الله بوده و هست كه بازوی اجرای مقاومت در منطقه بشمار می رود و آنها برای نیل به این مقصود از هر ترفندی استفاده می نمایند. شاید از معدود كسانی كه به خوبی توانسته این مسائل را برای مردم و مسلمانان جهان باز كند، سید مقاومت سیدحسن نصرالله است.
سید حسن نصرالله سال هاست كه وضعیت منطقه را با نسبت كربلا و واقعه حرّه مقایسه می كند. او بارها به كشورهای مسلمان بخصوص سران آنها اخطار داده كه اگر امروز در كنار سردار سلیمانی نایستید فردا ترامپ با همه شما همان كاری را خواهد نمود كه عمال یزید در واقعه حره با مردم مدینه النبی كردند. بنا بر این هم عقل سلیم حكم می كند كه همیشه در كنار سردار سلیمانی بایستیم.
اما واقعه حره چه بود و عمال یزید در این واقعه چه كردند؟ در سال ۶۳ قمری مردم مدینه به رهبری عبدالله بن حَنظَلة بن ابی عامر ضد حكومت یزید بن معاویه قیام كردند. آنها عثمان بن محمد را از امارت مدینه عزل كردند و بر امویان شوریدند. یزید برای سركوب مردم مدینه لشكری را به فرماندهی مسلم بن عُقبه مُرّی تجهیز كرد. شمار لشكریان او را بین ۵۰۰۰ تا ۲۷۰۰۰ نفر نوشته اند. مسلم بعد از شكست دادن مدافعان مدینه سه روز جان و مال مردم را بر سپاهیانش حلال كرد. سپاهیان مسلم بن عقبه در آن سه روز، از ارتكاب هیچ عمل زشتی، همچون تجاوز به نوامیس، بیرون كشیدن جنین از شكم زنان و كشتن نوزادان و توهین به صحابه بزرگ پیامبر(ص)، همچون جابر بن عبدالله انصاری نابینا و ابوسعید خُدری فروگذار نكردند.
سید حسن نصرالله سال هاست كه وضعیت منطقه را با نسبت كربلا و واقعه حرّه مقایسه می كند. او بارها به كشورهای مسلمان بخصوص سران آنها اخطار داده كه اگر امروز در كنار سردار سلیمانی نایستید فردا ترامپ با همه شما همان كاری را خواهد نمود كه عمال یزید در واقعه حره با مردم مدینه النبی كردندشمار كشتگان واقعه حرّه را بیشتر از ۴۰۰۰ و به قولی۱۱۷۰۰ یا ۱۰۷۰۰ نفر برآورد كرده اند. از این میان، ۷۰۰نفر از حاملان قرآن و ۸۰ صحابی رسول خدا به قتل رسیدند، به نحوی كه كسی از اهل بدر باقی نماندعبدالله بن حنظله و فرزندانش هم كشته شدند.
مسلم بعد از این جنایات، مردم شهر را جمع كرد و از آنان برای یزید بیعت گرفت، در خصوص اینكه آنان و پدرانشان بنده یزید بوده اند و به تعبیر دیگر، فَیء (غنیمت جنگی) یزید هستند و هركسی را كه از این فرمان سر باز می زد، گردن می زدند. به باور سید مقاومت اگر در جنگ سردار قاسم سلیمانی با رژیم استكباری آمریكا و سگ قلاده شكسته اش در منطقه یعنی اسرائیل نایستیم، آنها بعد از پیروزی بر مقاومت با مردم منطقه همان كاری را می كنند كه مسلم بن عقبه با مردم مدینه النبی كرد.
چرا سوریه؟ علت حضور حماسی سردار در سوریه و عراق
«چرا سوریه؟» شامل ترجمه مصاحبه ها و سخنرانی های سیدحسن نصرالله درباره بحران سوریه است. كتاب ۱۵ فصل دارد و در ۴۳۰ صفحه همه مطالبی كه سید از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶ درباره سوریه بیان كرده، با حذف مطالب تكراری، دربر می گیرد. این مباحث سیدحسن نصرالله پر از تحلیل، اخبار و تجارب است. یكی از این مصاحبه های درج شده در این كتاب، گفت وگویی است كه جولین آسانژ، بنیان گذار و سردبیر سایت ویكی لیكس با سید انجام داده بود. كتاب با ترجمه شیوایی از سیدحسین مركبی در نمایشگاه كتاب سال جاری (۱۳۹۸) توسط انتشارات جمكران در دسترس مخاطبان قرار گرفت و در مدت كوتاهی به چاپ های مختلف رسید.
سید حسن نصرالله جنگ در سوریه را نه یك جنگ مذهبی كه جنگ سیاسی می خواند. او درباره علت حمایت حزب الله از مواضع ایران در سوریه و همینطور پشتیبانی از حكومت بشار اسد، می گوید كه ما نه از حكومت بشار اسد كه از تمامیت ارضی سوریه دفاع و حمایت می نماییم.
همانطور كه اشاره شد متأسفانه رسانه های رسمی و غیر رسمی و موافق و مخالف سیاست های جمهوری اسلامی در مبحث سوریه، در سال های بحران نتوانستند تصویر واضح و همه جانبه ای از این واقعه عرضه كنند و و مسئله تا امروز بیشتر در سكوت و ابهام پیش رفته است. مطالعه این كتاب می تواند تصویر روشنی از جنگ در سوریه را به مخاطبان ایرانی عرضه نماید.

«چرا سوریه؟» با روایت سید حسن نصرالله از كتاب خاطرات تونی بلر، سه سال قبل از وقوع بحران شروع می شود كه بلر در آنجا از اراده جهان برای نابودی كشور – و نه حكومت – سوریه سخن گفته بود. كتاب، مراحل ورود نیروهای حزب الله، ایران و روسیه به نبرد سوریه و علت های آنرا بیان می كند و از زمینه ها، انگیزه ها، هدف ها، پروژه ها، زمان بندی ها، طرف های درگیر، محدودیت ها، خط قرمزها، جایگزین ها، مسئولیت ها و حال و آینده سخن می گوید.
به باور سید حسن نصرالله آمریكا مسئولیت شكست خود در عراق را متوجه ایران و سوریه می دانست. سید در یك مصاحبه كه در دوم آبان ۱۳۹۰ انجام داده می گوید كه «مخالفان سوریه اغلب درباره فلسطین حرفی ندارند چون نمی خواهند آمریكایی ها را حساس كنند.» یا در جای دیگر سید گفته است: «به بشار اسد پیام دادند اگر همین امروز ضمانت بدهید رابطه تان را به ایران و جنبش های مقاومت قطع می كنید، بحران تمام می شود.»
سید نقش كشورهای عربی در بحران سوریه را هم به خوبی شرح می دهد. در یكی از گفتارهای سید در این كتاب می خوانیم: «از تفاوت های بزرگی كه همه را به تفكر درباره آن فرا می خوانم این است كه فرض نماییم این دولت های عربی هیچ ارتباطی با آمریكا، اسرائیل و غرب ندارند. آنها را بگذارید كنار. به دولت های عربی بگویید چاره مسئله اسرائیل چیست؟ می گویند چاره سیاسی، راهی جز مذاكره نیست. گفتگو و مذاكره با اسرائیل. خب سقف زمانی دارد؟ نه ندارد. چند وقت است در حال مذاكره هستند؟ ده ها سال. با اسرائیل اشغال گر غاصب قاتل بی عار، با آرامش كامل. روند صلحی عربی هست كه بعد از سال ۲۰۰۰ به وجود آمده و ما امروز در ۲۰۱۲ هستیم و بعضی هنوز پای میز مذاكره اند. كجایند؟ پای میز مذاكره! مشكل از سوی اسرائیل است نه عرب ها. ده ها سال با اسرائیل مذاكره می نماییم و چاره همچنان حل سیاسی است. خب بیایید در سوریه هم به حل سیاسی بپردازید. می گویند دیگر زمان نیست. دیگر دیر شده. چطور می شود؟ برای ما توضیح دهید برادران.»
متأسفانه رسانه های رسمی و غیر رسمی و موافق و مخالف سیاست های جمهوری اسلامی در مبحث سوریه، در سال های بحران نتوانستند تصویر واضح و همه جانبه ای از این واقعه عرضه كنند و و مسئله تا امروز بیشتر در سكوت و ابهام پیش رفته است. مطالعه این كتاب می تواند تصویر روشنی از جنگ در سوریه را به مخاطبان ایرانی عرضه دهدسید در ادامه همین گفتار این تناقض را به خوبی تبیین می كند. چیزی كه متأسفانه در رسانه های فارسی بازتاب درستی نداشته است. او اظهار داشته بود: «اصلا فرض كنید نظام سوریه مثل اسرائیل است. مگر در مقابل اسرائیل حل سیاسی، گفتگو، مذاكره و سازش را نمی پذیرید؟ چرا در مقابل یك نظام عربی كه نكات مثبت بسیاری و نكاتی منفی هم دارد حل سیاسی پذیرفته نیست؟ و زمان نیست و دیر شده؟ یك منطق به ما ارائه نمایید. بنده به شما خواهم گفت منطق چیست. كسی به من نگوید سید تو در این موضع گیری داری اشتباه می كنی. نه، بنده موضع گیری احساسی نمی كنم. بعضی هم می گویند این وفاداری است. بله، این وفاداری است. ولی فقط وفاداری نیست. این برآمده از بینش، روش و مصلحت امت است. روزهایی خواهند رسید و خواهیم دید و از یكدیگر سوال خواهیم كرد. خب از رسیدن سلاح به مقاومت فلسطین و لبنان جلوگیری شد. به لبنان البته رسید ولی از ورود سلاح به فلسطین جلوگیری شد و قاچاقچیان محاكمه شدند. ولی در سوریه نه، عرب علناً كمك می نماید. پول می دهند سلاح می فرستند تا سوریه ای ها همدیگر را بكشند. چرا؟ برای خدمت به چه كسی؟ برای چه كسی؟ برای دیدن چه كسی؟ می توانید بگویید؟ حقیقتا… این اصرار عربی، غربی، آمریكایی و اسرائیلی به درمان نشدن، كشتار و سرنگونی نظام سوریه، درنگ نمی طلبد؟»
در ذیل بخش هایی از این كتاب درج شده است تا علت حضور سردار سلیمانی در منطقه برای عامه مخاطبان روشن شود:
«این ها باید هزینه‌ی زانونزدن، تمرد، مطالبه‌ی آزادی، تمامیت و استقلال واقعی را بپردازند. از اینجا باید واقعیت نبرد امروز را بشناسیم؛ نبردی است میان دو جبهه. فرمانده‌ی جبهه‌ی مقابل، ابوبكر بغدادی، ایمن الظواهری، محمد جولانی، سلمان بن عبدالعزیز و... نیست، بلكه فرمانده جبهه‌ی مقابل و همه‌ی همراهانشان امریكا و تصمیم گیران امریكا هستند. در جبههٔ ما هم، همه‌ی كسانی ایستاده اند كه نمی پذیرند در مقابل اراده‌ی امریكا زانو بزنند. واقعیت حوادث امروز منطقه‌ی ما این است.
امروز چقدر به روز گذشته شباهت دارد. برادران و خواهران! به ما چه می گویند؟ به ما گفته می شود یا در مقابل امریكا و پروژه اش كمر خم می كنید و اسرائیل، دست نشانده ها و سلطه اش را می پذیرید و غلامش می شوید یا ضد شما جنگ، محاصره و تحریم راه می اندازیم، شما را وارد فهرست سازمان های تروریستی می نماییم و نیروهای انتحاری را به مساجد، حسینیه ها، كلیساها، مدارس و بازارهایتان روانه می سازیم. بسیاری افراد آماده‌ی عملیات انتحاری هستند. آیا امروز این را به ما نمی گویند؟ می گویند یا زانو بزنید یا باید نتایج زانونزدن، آزادگی، استقلال و تمامیت را بپذیرید. آیا این همان چیزی نیست كه در كربلا به حسین(ع) گفته شد؟ آیا به حسین، یاران و زنانشان گفته نشد یا بیعت با یزید و ابن زیاد را می پذیرید حتی اگر وجود و استبداد، استكبار، سركشی و فساد یزید خطرهایی برای دین و امتتان به دنبال داشته باشد و می پذیرید بنده‌ی یزیدبن معاویه شوید یا اینكه می كشیمتان، سرتان را می بریم، پیكرهایتان را پاره پاره می نماییم، اموالتان را به غارت می بریم و زنانتان را به اسارت می گیریم. آیا این رخ نداد؟ چیزی كه رخ داد، همین بود. این همان كاری بود كه بعد هم انجام دادند؛ وقتی یك یا دو سال بعد مدینه ضد یزید انقلاب كرد، یزید ارتشش را به مدینة النبی و شهر صحابه‌ی رسول الله و مهاجران و انصار فرستاد، آنرا محاصره كرد، درهم كوبید، بخشی از آنرا سوزاند، چهارپایان ارتش را وارد مسجدالنبی(ص) كرد، نوامیس مدینه را هتك كرد، زنان و دختران مهاجران و انصار را غصب كرد، پسرانشان را كشت و از هركس زنده ماند، بیعت گرفت. بیعت با چه كسی؟ بیعت با امیرالمؤمنین؟ نه!بیعت با خلیفه؟ نه! بیعت با امام؟ نه! بیعت با حاكم؟ نه! بلكه بیعت با مالك! از آنها بیعت گرفتند كه آنها بردگان یزیدبن معاویه هستند. حوادث امروز این است.
حسین(ع) می دانست كجا می ایستد و باید چه گزینه ای را انتخاب نماید. موضع گیری هایش هم قطعی بود. اگر این گونه است و هیچ گزینه‌ی دیگری غیر از مرگ وجود ندارد، اگر یا بیعت است یا مرگ، اگر یا ذلت است یا مرگ، اگر یا زانو زدن در مقابل اراده‌ی مستكبران است یا مرگ، حسین(ع) به ما یاد داد كه بگوییم: «به خدا من مرگ را جز رستگاری و زندگی با ستمگران را جز مایه‌ی ملامت نمی دانم.» امشب تاریخ، نبرد و جوهره‌ی آنرا به یاد می آوریم و موضع می گیریم. آن روز او را و امروز ما را در چنین وضعیتی قرار داده اند.
امروز هم این پروژه‌ی امریكایی-تكفیری ما را میان دو گزینه‌ی خضوع و ذلت یا جنگ قرار می دهد و ما را در همه‌ی كشورهای مسلمان به جنگ تهدید می كند؛ آن هم نه فقط ما -حزب الله یا شیعه- را، بلكه همه‌ی ملت های مسلمان، مسیحی، اهل سنت، شیعه و... در منطقه را به جنگ، عملیات انتحاری، خودرو های بمب گذاری شده، كشتار، اسارت و غارت تهدید می كند.»

1398/10/16
13:16:56
5.0 / 5
2995
تگهای خبر: بازار , ترجمه , كتاب , مصاحبه
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۱
پرسی بلاگ