ایرانمرد، در لابه لای كتاب ها، ۱۲
اسطوره سازی بزرگ ترین ظلم به حاج قاسم
به گزارش پرسی بلاگ، یک نویسنده با اعلان اینکه سردار سلیمانی نحوه مواجه اش با مسایل نظامی هم حتی فرهنگی بود، اظهار داشت: او برای خانواده اشرار نیز ارزش قائل بود و به انان حق زندگی و تحت سرپرستی خودش قرار می داد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری:
رمان «لانه کرکس» نوشته بهزاد دانشگر، اثری داستانی-تاریخی است که به نبرد با گروههای تروریستی و نقش سردار شهید قاسم سلیمانی در عملیات تسخیر قلعه «آورتین» می پردازد. این قلعه، به عنوان پایگاهی راهبردی برای اشرار شناخته می شود و کنترل آن، اهمیت قابل توجهی در ثبات منطقه داشته است. در این رمان سعی شده است با سودجستن از روایات مستند و روایت داستانی، تصویری واقع گرایانه از شرایط نبرد و تدابیر عملیاتی حاج قاسم سلیمانی ارائه نماید.
کتاب با تأکید بر جنگ و مقاومت، جلوه هایی از هوشمندی، تدبیر و اقتدار فرماندهی سردار را به تصویر می کشد. بخشهایی از رمان به عملیات های میدانی و سرکشی های مداوم حاج قاسم به پایگاه ها و اردوگاه ها اختصاص یافته و همزمان به زندگی خانواده های تحت تاثیر این نبردها هم اشاره دارد.
در بخشی از کتاب می خوانیم:
«درست هفت روز و هفت شب حاج قاسم نرفت خانه و پیش رفقایش ماند. یا پادگان کرمان بود یا می رفت آورتین. گاهی هم دوروبر چاه زنگی بود.
همان اردوگاهی که داشتند برای خانواده فراری ها و دستگیر شده ها راه می انداختند. محیط بزرگی که قرار بود کم کم بشود شهرکی با امکانات مناسب به منظور زندگی.
بین همین سرکشی ها بود که فهمید سلیمه، همسر آگی، ناخوش است. درد مفاصل داشت و چند ماهی بود درد امانش را بریده بود، بدون این که برای کسی مهم باشد دردهای مختلف پا و کمر این زن.
انگارنه انگار همسر آگی است و مادر بچه های وی. زن که باشی و سر شوهرت در جاده ها و کوه ها گرم راهزنی و قاچاق باشد، چاره ای جز تحمل نداری. می سازی و گاهی با علاج های خانگی و روستایی دردت تسکین پیدا می کند. اما موقت. چند روز بعد که کارهای خانه زیاد می شود، درد بر می گردد و زمین گیرت می کند.
به مناسبت ششمین سالگرد شهادت سردار قاسم سلیمانی، گفت و گویی با بهزاد دانشگر ترتیب داده شده تا ابعاد جدیدی از «لانه کرکس» و نگاه نویسنده به شخصیت و نقش حاج قاسم در نبرد با اشرار بررسی شود.
لطفاً ابتدا در رابطه با قلعه آورتین توضیح مبسوط تری ارائه نمایید و بفرمایید این قلعه در چه مقاطع و با چه کارکردهایی در تاریخ کشور ایفای نقش کرده که از آن به عنوان یکی از نقاط حیاتی و راهبردی یاد می شود.
اول باید بیان کنم که آورتین یک قلعه نیست بلکه یک محوطه ای است بین چند کوه و فقط تقریبا یک راه ورودی دارد که با ماشین می شود وارد این مسیر شد. یک راهی دیگری وجود داشت که فقط افراد محلی می توانستن دو الی سه روز پیاده روی داشته باشند. این مکان سبب می شد که هیچ نیروی نظامی نتواند وارد این منطقه شود. در این محیط فقط دو الی سه روستا وجود داشت که به صورت روستاهای کپری در منطقه جنوب کرمان و سیستان و بلوچستان قرار داشتند و با تعداد کمی تفنگچی می توانستند کل این جاده را مسدود کنند.
به همین دلیل سالیان زیادی بود که هیچ نیروی نظامی نتوانسته در این محیط وارد شود و محیطی امن برای اشرار به وجود آورد بود و در آن منطقه زندگی می کردند. خیلی از اشخاصی هم که شرارتی را مرتکب شده بودند به این منطقه پناه می بردند.
وجود شهید حاج قاسم سلیمانی در این منطقه و خالی کردن اشرار و مردم از آنجا یک حرکت بزرگی بود که حجت را برای اشرار آن منطقه تمام کرد. این حرکت پیامی را بهمراه داشت که به اشرار ثابت کند هیچ خط قرمزی وجود ندارد و راه فراری نیست و حاج قاسمی وجود دارد که کار را تمام می کند و هیچ چیز نمی تواند او را متوقف نماید.
در یک جایی گفتید که این مقطع از زندگی حاج قاسم سلیمانی کمتر شناخته شده است. لطفاً توضیح دهید این ناشناختگی از چه جهتی مطرح می شود؛ آیا به علت آن است که خود ایشان کمتر به این بخش پرداخته اند، یا این که افکار عمومی و مخاطبان از نقش و مسئولیت های ایشان در این مقطع اطلاع دقیقی نداشته اند؟
داخل اخبار گفته می شد که مثلا یکی از اشرار در جنوب شرق کشور در درگیری با ماموران سپاه کشته است، این اخبار در همین حد بیان می شد. این اخبار بین ده الی بیست خبری که در طول روز شنیده می شد قابل توجه نبود و مردم را به خود جلب نمی کرد. از طرفی دیگر هم نیروهای نظامی در این مقطع و مقاطع دیگر آنقدر درگیر اتفاقات مختلفی بودند که هیچ موقع احساس نمی کردند که لازم است تا این مسایل را بیان کنند.
ماجرای دفاع مقدس به علت این که یک حادثه بزرگ ملی بود برای همین برای مردم بازگو و مستند ساخته شد. ولی این مسئله تا پیش از شهادت حاج قاسم خیلی پیرامونش صحبت نشده بود. با آنکه حتی چندین شهید و فرمانده را از دست دادیم اما تا پس از شهادت حاج قاسم هیچ صحبتی در رابطه با این مقطع نشده بود. اما پس از شهادت حاج قاسم توجه ها به این مقطع جلب شد. منطقه ای که اتفاق مهمی در آنجا رخداده بود که اگر حاج قاسم نبود شاید می توانست آشوب ها و دردسرهای زیادی را به وجود بیاورد.
این مبحث هیچ ارتباطی با تقابل شیعه و سنی نداشته است به علت این که در میان این اشرار افراد شیعه هم دیده می شد. یا کسانیکه سنی بودند وقتی حمله می کردند، نمی پرسیدند که دینتان چیست.
کتاب دیگری با اسم «قلعه آورتین» در انتشارات ستارگان درخشان از شما انتشار یافته است. تفاوت آن داستان با این داستان چیست. گروه سنی متفاوتی هم دارند؟
آن اثر هم در رابطه با مبارزه حاج قاسم سلیمانی با اشرار در منطقه سیستان و بلوچستان را بیان می کند. اما آن یک عملیات دیگر است. آن به عملیات گروگانگیری خیلی بزرگی اشاره می کند که حدود ۱۰۰ نفر گروگان گرفته شده بودند و از ترسشان به افغانستان فرار می کنند و تصور می کنند که حاج قاسم نمی تواند ان ها را پیدا کند. اما ایشان به داخل افغانستان رفتند و محاصره کردند و توانستند مردم را نجات دهند. داستان آن کتاب در کتاب «لانه کرکس» اورده نشده است و هردوی کتاب ها برای گروه سنی نوجوان نوشته شده است اما برای مخاطبان بزرگسال هم قابل توجه بوده است.
با توجه به این که خود حاج قاسم سلیمانی هم در کتاب «از چیزی نمی ترسیدم» به این مقطع اشاره ای نکرده اند، لطفاً توضیح دهید منابع مورد استفاده شما برای پرداختن به این بخش از زندگی ایشان چه بوده است و از چه مسیرهایی توانسته اید به این اطلاعات و داستانها دسترسی پیدا کنید؟
کتاب «از چیزی نمی ترسیدم» از کودکی ایشان بیان می کند تا دوره تقریبا انتهایی نوجوانیشان و به مقاطع دیگر زندگی نمی پردازد. در کتاب به این منبع اشاره شده است اما منبع استفاده شده برای نگارش کتاب، مصاحبه هایی از اشرار و رزمنده ها است که اطلاعاتی را مطرح کرده اند. همین طور یک مستندی در رابطه با این مقطع ساخته شده است.
عنوان کتاب تا حدی دارای ابهام و دوپهلو بودن است. لطفاً توضیح دهید «لانه کرکس» در این اثر واجد چه معنا یا کارکردی است؛ آیا این عنوان به عنوان یک استعاره یا نماد مفهومی به کار رفته است، یا مستقیماً به موقعیت، رخداد یا عنصری مشخص در متن داستان اشاره دارد؟
اگر کرکس ها را نماد آدم ها و اشخاصی درنظر بگیریم که دارند از جان و مال بقیه اشخاص دیگر تغذیه می کنند و بعد در لانه ای پنهان می شوند عنوان کتاب به همان ها اشاره دارد.
با توجه به این که کتاب شما به یکی از مقاطع مهم زندگی شهید می پردازد، آیا می توان گفت این اثر توانسته بخش قابل توجهی از ابعاد آن دوره را پوشش دهد، یا همچنان بخش ها و زوایایی از این مقطع وجود دارد که به دلیلهای مختلف در کتاب به آنها پرداخته نشده است؟ این سوال از این جهت مطرح می شود که آیا کسی دیگر می تواند باز بر روی این مقطع زمانی کاری انجام دهد یا خیر؟
مشکلی که در کتاب های مربوط به زندگی نامه حاج قاسم نوشته است اینست که بسیارشان کپی شده هستند. این کتاب ها یا از روی دست یکدیگر نوشته شده اند یا از یک منبع واحد استفاده کردند. این منبع واحد یک نشریه ای است که در آن مصاحبه هایی وجود دارد. اگر کسی در این مقطع به عملیات جدیدی نائل شود می تواند در رابطه با آن بنویسد اما اگر بخواهد همین مطالب را باردیگر بیان کند ضرورتی ندارد. مگر این که در چارچوب جدید بخواهد از آن استفاده نماید بطور مثال بخواهد فیلم سینمایی یا سریال بسازد.
لطفاً کمی هم در رابطه با چالش های پرداختن به این مورد توضیح دهید؛ خصوصاً با توجه به این که شما به بخشی از زندگی سردار سلیمانی پرداخته اید که در سالیان ابتدایی بعد از شهادت ایشان، کمتر شناخته شده بود و داستانهای موجود در رابطه با آن بکر، محدود و کمتر پرداخته شده به نظر می رسید. این شرایط چه دشواری هایی را در راه روایت پردازی و مستندسازی برای شما ایجاد کرد؟ اسطوره سازی در کتاب تا چه حدی رعایت شده است؟
چالش اصلی در منطقه مورد مطالعه نداشتم. بیشترین چالشی که داشتم این بود که چطور بتوانم مرز بین واقعیت و تخیل را نگه دارم در همین حال کتاب جذابیت خودش را حفظ کند و به واقعیت هم ظلم نشود. در رابطه با اسطوره سازی من مخالف آن هستم شخصیت ها را اینطور بررسی نماییم و بگویم که این شخص چون حاج قاسم است هرکاری که در زندگی اش انجام داده است حتما در آن حکمتی وجود داشته است.
این کار اصلاً درست نیست چون شهید حاج قاسم سلیمانی که معصوم نیست. درست است او را دوست داریم اما نمی توانیم اینطور شخصیت پردازی نماییم. مثلا ما پدرمان را دوست داریم اما ممکنست پدرمان هم گرفتار خطا شود. در کنار تمام آن خاصیت های مثبت برخی رفتارهای اشتباه هم دارند. حاج قاسم هم همین گونه است بالاخره او معصوم و خاندان نیست که بگویم خطایی نداشته است.
این مشکلی است که این کتاب ساختن ها بوجود آورده است. بدنبال یکسری از موضوع هایی می روند که مشخص نیست از کجا پیدا شده است. در صورتیکه بعضی از فرماندهان و سیاستمداران با ایشان مشکل داشتند و بالاخره اختلاف نظرهایی وجود داشته است و نمی توانیم بگوییم همیشه حق با حاج قاسم سلیمانی بوده است.
درست است که ایشان شهید شده است و اجرش با خداست اما ممکنست یکبار هم کار خطایی انجام داده باشد و نمی توانیم بگوییم چون کار خطایی انجام داده پس شهید خوبی نیست.
در بخشی از صحبت ها اشاره کردید که اگر حاج قاسم سلیمانی حضور نداشتند، حتی قبل از بحران سوریه هم احتمال بروز روندهای تجزیه طلبانه در کشور وجود داشت. با عنایت به این گزاره، لطفاً توضیح دهید نقش و میزان تأثیرگذاری ایشان در این مقطع تا چه اندازه بوده است؛ آیا می توان این نقش را هم سنگ و هم تراز با مسئولیت ها و عملکرد ایشان در سپاه و جبهه مقاومت دانست، یا باید پذیرفت که بخشی از موفقیتهای آن دوره، مستقل از حضور مستقیم ایشان رقم خورده و سهم ایشان نسبی و در قالب مشخصی بوده است؟
نمی دانیم. این تاثیرگذاری در حد احتمال است. اولاً در همان سوریه خود حاج قاسم تنها نبوده و چندین فرمانده نظامی همچون سیدرضی را در کنار خود داشته است که بعد از شهادت تازه نقش مهم آنها مشخص شده است. بطور قطع ایشان تلاش زیادی کرده بود و تاثیر گذارهم بوده است، اما واقعا چه کسی می تواند بگوید من مطمئن هستم که اگر حاج قاسم نبود این اتفاق رخ می داد. چه بسا اگر مثلا غیر از حاج قاسم، شهید احمد کاظمی هم فرمانده بود بازهم همین کارها را انجام می داد.
پیش از شروع این پروژه، شناخت شما از حاج قاسم چقدر بود و پس از شنیدن این روایت ها، کدام بُعد از شخصیت او بالاتر از همه نگاه شما را تغییر داد؟
شخصیت حاج قاسم برایم قابل توجه شد. اما اینطور نبود گرفتار احساسات خیلی عجیب و غریبی بشوم. بالاخره این که این شهید در آن مقطع آنقدر شجاعانه و با فکر عمل کرده است قابل توجه است. این که فقط مشغول آدم کشتن و حمله کردن نیست و حتی نحوه مواجه اش با اتفاقات امنیتی، یک مواجهه فرهنگی است. برای آدم ها شغل پیدا می کند و برای خانواده های آنان به فکر رفاه است. همان کسانیکه سردسته اشرار بوده اما وقتی که خانواده اش را می بینید آنرا تحت سردرستی می گیرد. او نمی گوید که آنان حق زندگی ندارند بلکه واقعا کمکشان می کند تا بتوانند درست زندگی کنند. این موارد به نظرم موضوع هایی است که کمتر پیدا می شود و بیشتر به کسی مثل حاج قاسم نزدیک است.
منبع: persiblog.ir
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب