پرونده ادبیات چین-۲۲؛

مروری بر زندگی و آثار سائو ونشوان نویسنده معاصر کودک چین

مروری بر زندگی و آثار سائو ونشوان نویسنده معاصر کودک چین

به گزارش پرسی بلاگ، در نگاه سائو ونشوان، لوشون در ادبیات، دارای توانایی های غیر قابل رقابت است، او از نخستین روزی که نوشتن را آغاز کرد دارای نگاه ادبی ویژه خود بود.



خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ و ادب: سائو ونشوان دیگر نویسنده چینی است که کتاب ها و تالیفاتش مبحث بیست ودومین قسمت پرونده «ادبیات چین» در خبرگزاری مهر شده است. این نویسنده متولد سال ۱۹۵۴ است و پیشتر کتاب «خانه حصیری» از او با ترجمه ابراهیم عامل محرابی توسط انتشارات ویدا انتشار یافته است.
ستاره نغمه دانشجوی زبان چینی دانشگاه تهران در مقاله ای که برای انتشار در اختیار مهر قرار گرفته، به معرفی سائو ونشوان و کارنامه اش پرداخته است.
مشروح متن این مقاله در ادامه می آید:
ویلیام فاکنر، نویسنده آمریکایی: بزرگترین ثروت من، داشتن یک کودکی پر از سختی است. این جمله عینا در توصیف سائو ونشوان هم صدق می کند. وی در کتاب «کلبه علفی ۱» نوشته است: هیچ کس نمی تواند از کودکی خود فرار کند.
او از تجربه های دوران کودکی در کتاب های خود بهره فراوانی برده و در واقع خیلی از داستان های درون آثار او برگرفته از واقعیات کودکی اش است.
زادگاه او جیانگ سو ۲ محلی است بنا شده بر روی رودخانه های کوچک و بزرگ، و خانه هایی که در کنار آب بنا شده اند، آب به بخشی از زندگی و به پس زمینه رمان های او، و به طریقه ی ادراک و زیبایی شناختی او تبدیل گشته است. طبیعتی که همیشه به خود متکی و فراهم کننده محیط زندگی است و آن چیزی است که روح آدمی به آن نیازمند است. ردپای آب همچون خون در آثار وی جاری است، در آثارش نفوذ می کند و سبب می شود در آثارش فضای زیبایی شناختی ظریف و پالایش شده ای ایجاد شود.
کودکی سائو ون شوان در دشت یا کنار رودخانه، اغلب در زیر سایه ی درختان سپری شده بود، خانه سازی با گِل، شاخه های درخت و سبزه ها، گاهی به تنهایی و گاهی همراه با دوستان کوچکش، بازی های کودکی او را تشکیل می داد. در بزرگسالی باآنکه دیگر علاقه ای به خانه سازی نداشت، اما آن خانه های کوچک هیچگاه بدست فراموشی سپرده نشدند. همگام با افزایش سن، درک او نسبت به زندگی عمیق تر می شد، اما اینبار ابزار او متفاوت بود. ابزار نه گِل و شاخه درختان و سبزه ها، بلکه کلمات بود.
«هر زمان که آغاز به نوشتن می کردم، قوه خیال من بلافاصله آغاز به کار می کرد، خواه با تماشای تلالو امواج آب، خواه با صدای شرشر رودخانه، تنها وجود آب کافی بود که بدانم من در این منظره ی آبی باید به نوشتن بپردازم. بمحض این که این بستر وجود نداشت، من مانند یک ماهی ِ بدون آب می شدم.»
سائو ونشوان به آب عشق می ورزید، پویایی آب در نوشته های وی ظهوری داشت به صورت گذر از تکبر، پاکی و صداقت، روان و آزادانه اما در عین حال دارای جذابیتی غنی در روایتگری؛ پختگی قلم او گرفتار ناپایداری، تندی کلام یا تضاد نمی گردد. بلکه با بیانی سربسته مخاطب را وارد تنش های داستان می کند. مبین کنار گذاشتن گرایشات منفی و پدیده های گمراه کننده و در عوض گزینش یکدلی، صداقت و احساس در بین انتخاب های انسان. او می گوید: «من آثارم را بگونه ای می نویسم که شاعرانه تر از زندگی واقعی باشد. زمان که دشواری ها به سراغم می آمد، از درون آنرا پس می زدم، اما سال ها بعد همین دشواری ها به ثروت تبدیل شد؛ چیزی که تصورش را نمی کردم» خیلی از آثار سائوونشوان در توصیف رنج ها، دارای احساساتی عمیق و زیباست و همه این ها نشات گرفته از خاطرات کودکی اوست: زمانی که غذایی برای خوردن وجود نداشت و مادر او را برای چیدن علفها و سبزیجات بیرون می فرستاد و آنها را در ماهیتابه ای بدون روغن می پخت تا بشقابی غذای سبزیجات تهیه نماید. شلوار زمستانی پشمی اش سوراخ شده بود و این سبب شرمندگی او میان هم سن و سالانش می شد.
در میان نویسندگان، رنج های زندگی به صورتهای متفاوتی بیان شده است. در شماری از نوشته ها یادآوری آن خالی از کینه و نفرت نیست، اما در آثار سائو ونشوان رنج دوران کودکی در گرمای مفاهیم شاعرانه محو می شود. عقیده ی اون بر اینست که دشواری ها هم می توانند زیبا باشند، در دشواری هاست که میتوان زیباترین جلوه های انسانیت را مشاهده کرد و در واقع "در رنج های بزرگ، خوبی های بزرگ هم وجود دارد". به عنوان مثال در کتاب «آفتابگردان های برنزی ۳» شخصیت اصلی داستان زندگی ای پر از رنج را به دوش می کشد، اما به ما این نکته را یاد آور می شود که حتی در بین اینهمه زحمت و رنج میتوان دنیای زیبای خویش را داشت.
با خواندن رمان های او، اغلب دنیای خاطرات کودکی زنده می شود، خاطراتی که فراموش کردن آنها خیلی سخت است:
«آفتابگردون ۴، پسرکی با شنوایی فوق العاده بود، از نخستین روزی که متولد شد، پدرش این را دریافت. زمانی که حتی قادر به چرخاندن سرش هم نبود، با چشم های سیاه کوچکش صدا ها را دنبال می کرد. با وزش نسیم ملایم بیرون پنجره یا جابجایی برگ درختان، افتادن قطره های کوچک باران روی زمین، رد پرواز کفشدوزک ها در هوا و... همگی صداهایی فوق العاده ضعیف بودند. صداهایی که توسط بسیاری هیچگاه احساس نمی شوند، اما او آنها را به وضوح می شنید و به همان اندازه احساس طراوت و شادابی می کرد.»
( از کتاب "نجیب زادگان: بلوط آتشین ۵")
در توصیفاتی که در نوع نگاه خاص و نوآورانه او وجود دارد، میتوان فرود آمدن قطره های تازه ی باران، یا بال زدن پرندگان در هوا را احساس کرد، واز خواندن، حسی اسرار آمیز و مسرت بخش را دریافت و این سبک ویژه ی وی در تمامی آثارش است.
در آثار او شواهدی وجود دارد که او پیوسته با نگاهی غمگین اما پر احساس به گذشته نگاه می کند مثلاً کتاب «خانه علفی» کاملا برگرفته از کودکی خود اوست که از دید کودکی به اسم سانگ سانگ ۶، داستان دبستانی در سرزمین «یوما ۷» و مردم کوشای اطراف آنرا روایت می شود. خانه علفی یک مکان بسیار زیباست که انسان را مجبور به یادآوری خاطرات دوردست و رمانتیک کودکی می کند. کتاب «آجر های سرخ ۸ » از نگاه کودکی بنام لین بینگ ۹، زندگی رنگارنگ مردم دهکده ای جنوبی و بهار یک دوره ی خاص زمانی را توصیف می کند. او با استفاده از دنیای پاکی که در نگاه کودک وجود دارد توصیف بی رحمی ها و زشتی های جهان را ممنوع می کند، و به باعث این بخشی از تمایلات زیبایی شناختی وی در رمانش به تحقق می پیوندد. در این عصر پر از شلوغی، سائو ونشوان امید دارد که از راه ادبیات، محیطی آرام، زیبا، پر احساس و معنوی را فراهم آورد. و این سبب می شود کودکان زیبایی های انسانیت و احساسات واقعی را درک کنند؛ این به مفهوم نوعی طرز تفکر زیبایی شناسانه ای است که همواره جریان دارد و هنر زیبایی شناسی، گاها از قدرت ایده نیزپیشی میگیرد. او بعنوان یک نویسنده، دائما درحال بازسازی و نوآوری در خود برای خلق انواع دیگری از آثار است. «نجیب زادگان ۱۰» مجموعه کتابهای ادبیات تخیلی کودکان مثالی از این خودبازبینی است.
برای نوشتن مجموعه کتاب های «نجیب زادگان» وی در مدت زمانی کوتاه، بیشتر از بیست جلد کتاب و مقاله ی انسان شناسی را مطالعه کرد، او اعتقاد دارد تخیلات اصلی انسان در دوران کودکی او شکل می گیرند و تخیلات ثانویه انعطاف پذیری کمتری دارند؛ و منشا پویایی دنیای زنده همین تخیلات است.
سائو ونشوان در باب روش کار خود این گونه توضیح می دهد که به روش معمول نویسندگی نمی کند، در زمان نوشتن او ابدا مخاطب را در نظر نمی گیرد، به این فکر می کند که چگونه داستانی اعجاب انگیز خلق کند، چگونه داستان جزئیات بیشتری داشته باشد، چگونه هوشمندانه داستان را با طنز ترکیب کند و چگونه فضای داستان ملموس تر باشد. در این شیوه نویسندگی مخاطب وجود ندارد.
«نویسنده، باید یک دانشمند باشد.» این یک تعبیر کلاسیک سنتی برای عمق بخشیدن به داستان در چین است. سوالی که حالا مطرح می شود اینست که عمق چیست؟ سائو ونشوان بر این باور است که ادبیات با احساسات انسانی ارتباط نزدیکی دارد، او از متن های سرد و بی حس و روح اجتناب می کند. به عقیده او ادبیات نه برای رفع نیاز های فکری، که برای اغناء نیاز های احساسی است. ازاین رو موضوعات و داستان های انتخابی او چه در داستان های کوتاه و چه در رمان هیچکدام تنها اثر گذار بر خود نیست. گاها بعضی «تکان دهنده بودن» را بی معنا می دانند، چیزی که برای سائو ونشوان اهمیت زیادی دارد. این میراثی است که او از میان آثار کلاسیک بر گرفته و می گوید: من به عمق فکر نمی کنم، عمقی که بد نمایش داده شود، سبب دلسردی می شود.
در نگاه سائو ونشوان، لوشون در ادبیات، دارای توانایی های غیر قابل رقابت است، او از نخستین روزی که نوشتن را آغاز کرد دارای نگاه ادبی ویژه خود بود. او می گوید: «مهم نیست که تجارت چقدر قدرتمند است، من چه رمان بنویسم و چه داستان تصویری کوتاه، می بایست اثری خلق شود که هنر در آن جریان داشته باشد.» نو آوری در داستان، طرح ریزی متفاوت، توصیفات خاص مناظر، زبان ساده و... همگی از اهداف و روش او هستند، او می گوید: هنر، تنها چیزی است که توانسته آثار او را زنده نگه دارد. «هنر تیری است که هیچ گاه شتابش را از دست نمی دهد ۱۱ و می تواند در فراسوی زمان سفر کند. من شاید بسیاری از هنر دور باشم، اما نه آنقدر که ایمان خودم در نزدیک شدن به آنرا از دست بدهم. با هنر، میتوان به یک سرزمین بیگانه ورود کرد.»
در دانشگاه، ونشوان بعنوان محقق پژوهش های ادبی مشغول بود، کتاب «درباره تفکر ۱۲» که در آن تلاش کرده است پدیده های ادبی را از دیدگاه فلسفی توضیح دهد، یا کتاب «دروازه رمان ۱۳» حاصل پژوهش های اوست. هرچند حالا توانایی های علمی او به طور فزاینده ای تحت الشعاع شهرت او بعنوان نویسنده قرار گرفته است.
کتاب «کلبه علفی» و «آفتابگردان برنزی» داستان کشور چین را بازگو می کنند، اما در پس آن موضوعات انسانی نهفته است. به همین خاطر، هر شخصی از هر کشوری می تواند طنین صدای خویش را در توصیفات آن پیدا کند." به عقیده سائو ونشوان، پدیده «اصلاحات اقتصادی چین» به عنوان یک پیشینه ی قوی سبب شد چین بتواند دنیا را نگاه کند و دنیا هم چین را_ و آثار ادبی وی را. او می گوید «دوست دارم تمام عمرم را در این پیشینه سپری کنم و به عنوان یک انسان با پیشینه به فعالیت بپردازم.»
پیش از دریافت جایزه ادبی هانس کریستین اندرسن، آثار وی توجه ملت های زیادی را به خود جلب کرده بود، نزدیک به ۱۰۰ اثر او به زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، روسی، ژاپنی، کره ای، ایتالیایی، عربی و... ترجمه شده است.
کتاب «آفتابگردان برنزی» دارای بیشتر از ۳۰ شخصیت داستانی می باشد و کتاب «کلبه علفی» بیشتر از پانصد بار به زبان های مختلف تجدید چاپ شده است. به تازگی آثار او به صورت فزاینده ای توسط ناشران خارجی خریداری می شود. کتاب «کلبه علفی» در سال ۲۰۰۷ به عنوان کتاب سفارش ی شده ی سال توسط کتابخانه ملی سنگاپور ارائه شد. کتاب «بلوک های سیاه و سرخ» در کره جنوبی بارها با ترجمه های مختلف تجدید چاپ و یکی از فصل های آن در کتاب درسی دبیرستان تدریس می شود.
در مسیر آهسته ی ورود ادبیات چین به جهان، سائوونشوان بدون شک نمونه ای موفقیت آمیز است، اغلب نویسندگانی که جوایز بزرگ دریافت می کنند، بعد از آن به ندرت میتوانند آثار باارزش تری خلق کنند، اما برای سائو ونشوان چنین چیزی ابدا مطرح نبود. او بعد از دریافت جایزه بین المللی هانس کریستین اندرسن در سال ۲۰۱۶، به سرعت آغاز به انتشار مجموعه کتابهای «برادران پیکا ۱۴» کرد. در ژوئن ۲۰۲۱، کتاب او «بوم نقاشی ژاله ۱۵» که به همراه گروهی از نویسندگان تالیف شده بود شایسته دریافت بزرگترین جایزه کتاب های تخیلی ویژه کودکان در بولونیای ایتالیا شد. این نخستین اثر چینی زبانی است که از زمان شروع اهدای این جایزه، موفق به دریافت آن شده است. یک ماه بعد، کتاب «بدون توقف فرار کن ۱۶» موفق به دریافت جایزه «کتاب اثر گذار سال» در روسیه شد.
کسانی که کتابهای وی را مطالعه کرده اند می دانند که بعد از کتاب «کلبه علفی»، داستان های تمامی آثار وی در مکانی اسرار آمیز به نام «سرزمین یوما» اتفاق می افتد. حدودا بعد از انتشار کتاب «سایه آتش ۱۷» ونشوان به تدریج چشم انداز خویش را از سرزمین یوما تغییر داد. او در اینباره می گوید: «هرچه زمان می گذشت از این که وسعت نگاهم تنها به سرزمین یوما محدود باشد ناراضی تر می شدم، به خودم گفتم که بزودی باید سرزمین یوما را ترک و جهانی وسیع تر را تجربه کنم!» جدید ترین اثر او «خاطرات خروج از سرزمین یوما ۱۸» نام دارد. شخصیت های داستان او دیگر ساکن سرزمین یوما نیستند، یا اگر افرادی از آن سرزمین باشند، بال های خویش را می گشایند و در دنیای بی کران سفر می کنند.
پاورقی:
草房子۱-
江苏jiang su۲-
青铜葵花۳-
葵本۴-
大王书: 火橡树۵-
桑桑۶-
油麻地۷-
红瓦۸-
林冰۹-
大王书۱۰-
艺术是一支永不会失去动力的箭۱۱-
思维论۱۲-
小说门۱۳-
皮卡兄弟۱۴-
雨露麻۱۵-
永不停止的奔跑۱۶-
火印۱۷-
出油麻地记 ۱۸-

1401/06/31
18:01:02
5.0 / 5
64
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۳ بعلاوه ۳
پرسی بلاگ