در برنامه سوره مطرح شد؛

روز تاسوعا، روز انتخاب است

روز تاسوعا، روز انتخاب است

ناصرزاده، پژوهشگر دینی اظهار داشت: روز تاسوعا، روزی بود که معلوم و حتمی شد اهل کوفه به کمک امام (ع) نمی آیند و وضع همه با عالم، خداوند و خودشان معین شد. به همین دلیل، چنین روزی، روز انتخاب است.



به گزارش پرسی بلاگ به نقل از مهر، نهمین شب از برنامه تلویزیونی سوره، مصادف با شب تاسوعای حسینی شامل دو بخش بود. در بخش اول برنامه یعقوب توکلی عضو هئیت علمی دانشگاه معارف و پژوهشگر تاریخ اسلام درباره مبحث سرمایه داری اموی با دیانی، کارشناس مجری برنامه گفتگو نمود.
دیانی در ابتدای برنامه از توکلی پرسید سرمایه داری اموی ازکجا آغاز می شود؟
توکلی پاسخ داد: به جهت اینکه بخواهیم به پدیده سرمایه داری اموی دقت کنیم باید به آنچه که در مکه جریان داشت و بعنوان جامعه و زندگی تجاری قریش معمول بود بپردازیم. زندگی جامعه قریش به طور عمده بر پایه تجارت و رفت و آمد کاروانهای تجاری بین شام و مکه ومهم تر از آن زیارت خانه کعبه و آمدن قبائل و افراد از مناطق مختلف برای زیارت خانه کعبه می گذشت. یک واقعیتی وجود دارد و آن هم این که منفعت تجارت و منفعت ناشی از زیارت برای سران قریش مبحث بسیار مهمی بود، بنابراین بت هایی که داخل خانه کعبه یا محوطه مسجد الحرام بودند، وسیله آمد و شد قبائل بود، به بیان دیگر این خداها برای قبائل مختلف، خداها هم خدا بودند هم خرما. مساله دیگر این که عمده سران قریش خودشان اعتقادی به این بت ها نداشتند و می دانستند که چیزی از بت ها صادر نمی گردد و بت ها قدرتی ندارند ازاین رو سران قریش درگیر باور به بت ها نبودند اما چون برایشان منفعت داشت، مردم را تشویق به بت پرستی.
وی اضافه کرد: ضمن این عدم اعتقاد، چند حقیقت دیگر بر زندگی قریش حاکم بود. یکی حقیقت برتری و شرافت نژادی سران قبایل اشراف قریش بود که مردم طوائف مختلف را به چشم برده و غلام نگاه می کردند، مجموعه دیگری که ارزش نداشتند، زن ها بودند که آنها را خرید و فروش می کردند. حقیقت جدی دیگری که درمیان تجار قریش وجود داشت، مساله وحدت گروهی در عین بی رحمی درون گروهی بود بنابراین هم در خیلی از جنگ هایی که رخ می داد پششت همدیگر را خالی می کردند و فقط برایشان مال وثروت مهم بود بعلاوه در جنگ ها، حمله و تجاوز به نوامیس یک امر معمول بود. به همین خاطر هم مساله مایه ننگ بودن دختران در آن زمان عنوان شد چون وقتی جنگ می شد اول از همه دختران را اسیر می کردند و این یک سنت جاهلی بود. مساله جدی که در بین سران قریش از پیش از ظهور اسلام و پیامبر (ص) وجود داشت، رفتار اشراف گرایانه ای بود که درمیان آنها رواج داشت. علاوه بر همه اینها، این گروه از افراد نوعی شیطنت رفتاری و موذی گری داشتند بنابراین هم در همه دوره ها نوعی ذغل ورزی دیده می شود.
این پژوهشگر تاریخ افزود: با ظهور اسلام، پیامبر به مقابله با این رفتارها پرداخت. ایشان درباره عدالت، اعتقاد به قیامت و هنجارهای اخلاقی، طهارت رفتاری و امثال این صحبت می کند و فقرا و مستضعفین به این ندا پاسخ دادند. نکته مهم این که جامعه مدینه در پذیرش اسلام و حرفهای پیامبر بهتر بودند چون اغلب کشاورز بودند و و با طبیعت و اراده خداوند رابطه نزدیک تری داشتند، به طرز ملموس تری فطرتشان پاک بود بنابراین راحتتر ندای پیامبر را شنیدند و پذیرفتند.

توکلی افزود: در فتوحات شام، نفر دوم جریانات برادر معاویه بود و از اینجا بازگشت امویان به قدرت دیده می شود با مرگ زودرس خالدبن ولید، یزید جانشین وی می شود و از فلسطین به شام می آید و پس از یزید هم خلیفه دوم، معاویه را جانشین یزید می کند در واقع خلیفه دوم شام را تقدیم امویان کرد. حالا تصور کنید کسی حکومت را به دست می گیرد که نه پیامبر را دیده، نه خلیفه اول و دوم و اصحاب پیامبر را. ‎ در بین امویان کفر ابزاری و اسلام ابزاری رواج داشت. به همین خاطر سران اموی تا آخر حکومتشان هم هیچ تعبدی به اسلام نداشتند و هرچه زمان بیشتر می گذرد این ماجرا بیشتر هم می شود. معاویه دور از چشم خلافت و سلوک ساده خلیفه دوم جامعه را اداره کرد و یک زندگی اشرافی تشکیل داد. وقتی در مرکز خلافت به واسطه مشکلی که پیش آمد و خلیفه دوم در بستر بیماری قرار گرفت دستور تشکیل یک شورای شش نفره را برایا نتخاب خلیفه سوم داد. آن شش نفر عبارت بودند از علی (ع)، عثمان، طلحه، زبیر، عبدالرحمان بن عوف و سعدبن ابی وقاص. خلیفه در کنار این شورا یک چادری با ۵۰ شمشیرزن به پاکرد و گفت اگر از بین این شش نفر یک خلیفه انتخاب نشد همه شان را با شمشیر بزنید و اگر سه نفر در یک طرف و سه نفر در طرف دیگر بودند، طرفی که عبدالرحمان بن عوف بود را بپذیرید و با طرف مقابل، مقابله کنید.
دیانی در این بخش از توکلی خواست که عبدالرحمان بن عوف را معرفی نماید.
وی توضیح داد: عبدالرحمان بن عوف باجناق عثمان، از ثروتمندان معروف اموی و جزو مهاجرین بود ولی اخلاق اشرافی گری عرب ها را هم داشت. سعدبن ابی وقاص علاقه ای به حضرت علی (ع) نداشت، ازاین رو معلوم بود که از دل این شورا جز زبیر کسی به علی (ع) رای نمی دهد. تشکیل این شورا سبب شد که برای خلافت رقیب به وجود آورده شود. یعنی حتی طلحه و زبیر هم که خودشان را در شان خلافت نمی دیدند جزو گزینه شدند. بعد از آنکه خلیفه سوم یعنی عثمان انتخاب گردید یک شورا و جلسه بزرگ تشکیل شد که ابوسفیان در آن جلسه اظهار داشت: «حضرت محمد (ص) وقتی آمد با ادعای دین قدرت را از ما گرفت و ما باید پس از او جانشین می شدیم اما چون دستمان کوتاه بود ابوبکر و عمر سیطره پیدا کردند اما هم اکنون که خلافت وارد قبیله ما -یعنی بنی امیه- شده ما این گوی را به همدیگر پاس می دهیم و باید مواظب باشیم که این گوی به دست بنی هاشم نیفتد.» واقعاً هم همین صورت گرفت و حاکم شهرهای مختلف اسلامی هم همگی از قبیله بنی امیه شدند و به عبارت دیگر جهان اسلام تقدیم بنی امیه شد و جدی ترین د شمنان اسلام در چارچوب فامیلی کارگزار نظام شدند و یکجور حکومت اختصاصی فامیلی شکل گرفت و عثمان سرمایه را به صورت نامتعادل تقسیم کرد؛
این نویسنده و تاریخ پژوه افزود: همین مبحث سبب اعتراض مسلمانان شد چون مسلمانان مدل زندگی پیامبر و صحابه او مثل لباس پوشیدن، غذا خوردن و امثال اینها را می دیدند و با حاکمان بنی امیه مقایسه می کردند و معترض می شدند. بخشندگی های نابجا و رویه های خلاف سنت پیامبر (ص) سبب شد که جامعه به شورش ضد حکومت مرکزی دربیاید. سعدبن ابی وقاص نزد حضرت علی (ع) آمد و اظهار داشت: تو وساطت کن تا کمی اوضاع آرام شود. ایشان گفتند من هرچه به خلیفه و معاویه می گویم به حرف من گوش نمی دهد و به حرف افراد دور وبر خودش مثل خالدبن ولید گوش می دهد. نتیجه هم این شد که جامعه مسلمان که روزگاری آب دست خلیفه را بعنوان تبرک می گرفتند برضد او شوریدند. مبحث وحدت ضد گروهی که در ابتدا ذکر کردم در همین جا دیده می شود که معاویه ضد خلیفه عمل کرد چون می دانست اگر به خلیفه کمک نکند و او کشته شود، می تواند خودش خلیفه شود. بنده بعنوان معلم تاریخ سفارش ای دارم و آن هم این که مقام سیاسی امروز ما باید بداند که اگر فکر می کند با جمع مال وثروت از راه بیت المال می تواند برای فرزندانش رفاه بیاورد، درواقع دارد تیغ برای بریدن گردن فرزندانش تیز می کند و این یک تجربه دقیق تاریخی است.
در این قسمت از برنامه بحث با توکلی به پایان رسید و قرار شد ادامه آن به برنامه دیگری موکول گردد.
در بخش دوم ویژه برنامه شب تاسوعای برنامه سوره، حجت الاسلام مشهدی آقایی درباره شب تاسوعا و حضرت ابالفضل (ع) صحبت کرد. درباره این که چرا روز تاسوعا به نام حضرت عباس (ع) نامگذاری شده دلیل خیلی خاصی وجود ندارد ولی بعضی از اهل نظر و دقت گفته اند شاید به خاطر دو موضوعی که حضرت عباس (ع) از لسان ابی عبدالله (ع) گذر کرده این نامگذاری انجام شده است. نخستین مورد به خاطر اتفاقی است که در روز عاشورا افتاده و عمر سعد دستور حمله عمومی را صادر کرد. زمانی که خیل سوارکاران به سمت خیمه های امام حسین (ع) حرکت کردند و امام حسین (ع) حضرت ابالفضل (ع) را فراخواندند و گفتند: سوار براسب شو، جانم به فدای تو و ببین آنها چه می گویند؟ و چنین جمله ای بی بدیل است و ما نسبت به کسی دیگر نداریم که امام معصوم بگوید جانم به فدایت. علاوه بر این، وقتی روز عاشورا شمر، به کربلا آمد تا کار را تمام کند و پرسید خواهرزاده های ما کجا هستند؟ (چون ام البنین با شمر هم قبیله بودند.) حضرت عباس (ع) سرش را به زیر انداخت و انگار شرمنده شد. امام حسین (ع) خطاب به حضرت عباس گفتند که پاسخش را بدهید و حضرت عباس خطاب به شمر اظهار داشت: اف بر تو و امان تو.
وی در ادامه به چهارمقام حضرت ابالفضل (ع) پرداخت و اظهار داشت: به عقیده من در شب تاسوعا باید به چهار مقام حضرت ابالفضل (ع) توسل نماییم. مقام اوصاف، مقام افعال، مقام اعضا و مقام احوال او.
پس از مشهدی آقایی، محمد ناصرزاده پژوهشگر دینی درمورد اهمیت روز تاسوعا اظهار داشت: امام صادق (ع) درباره تاسوعا فراز جالب و منحصر به فردی دارند و آن هم این است که روز تاسوعا، روزی بود که معلوم و حتمی شد اهل کوفه به کمک امام (ع) نمی آیند و وضع همه با عالم، خداوند و خودشان معین شد. به همین دلیل، چنین روزی، «روز انتخاب شد» چون همه انتخاب ها در این روز رخ داد. ما اگر بخواهیم نسبت جایگاه حضرت ابالفضل (ع) را نسبت به امام حسین (ع) بدانیم می توانیم به نسبت جایگاه علی بن ابی طالب (ع) نسبت به پیامبر تشبیه نماییم. همانطور که همه کارهای پیامبر را به حضرت علی (ع) ارجاع می دادند، امام حسین (ع) هم همه کارها را به حضرت ابالفضل (ع) ارجاع می داد و در تاریخ امامت هم چنین رابطه ای بین یک امام و برادر نداریم.
وی درادامه برنامه روضه ای برای بیماران کرونایی و مدافعان سلامت خواند و اظهار داشت: غریب یعنی کسی که از خانه و کاشانه ش دورافتاده است، همانطور که کاروان امام حسین (ع) و عاشورا غریب بودند مدافعان سلامت و بیماران کرونایی کشورمان هم غریب هستند چون از خانه و زندگی شان دور افتادند.

1400/05/28
13:24:16
5.0 / 5
211
تگهای خبر: بیماری , خرید , فروش
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۱
پرسی بلاگ